عقده‌های روانی اکبر گودرزی از کجا آمد؟/«کهفی‌ها»چگونه گروه فرقان شدند؟

به گزارش خبرنگار مهر، تاریخ معاصر ایران در سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی و نخستین سال‌های پس از آن، شاهد ظهور و بروز جریان‌های فکری و سیاسی متعددی بود که هر یک به سهم خود بر تحولات جامعه تأثیر گذاردند. در میان این جریان‌ها، گروهک «فرقان» به عنوان یکی از افراطی‌ترین، انحرافی‌ترین و خطرناک‌ترین فرقه‌های تک‌عاملی و خشونت‌طلب شناخته می‌شود.

این گروه که با شعار بازگشت به قرآن و نفی سنّت‌های حوزوی و ساختار روحانیت شکل گرفت، در عمق اندیشه خود دچار نوعی التقاط شدید میان آموزه‌های دینی و مفاهیم مادی‌گرایانه و مارکسیستی شد. خوانش سطح‌نگرانه، نمادین و ایدئولوژیک از آیات قرآن، بدون بهره‌گیری از علوم پیش‌نیازی چون زبان‌شناسی عربی، حدیث، اصول و تاریخ اسلام، سبب شد تا فرقان از یک محفل تفسیری خودخوانده به یک سازمان تروریستی مخوف بدل شود که دستش به خون برجسته‌ترین اندیشمندان و رهبران فکری انقلاب اسلامی آغشته گشت.

شکل‌گیری گروهک فرقان بیش از هر چیز گره خورده با شخصیت رهبر و بنیان‌گذار آن، یعنی «اکبر گودرزی» است. گودرزی جوانی روستایی اهل دوزان الیگودرز بود که با طلبگی در حوزه‌های علمیه خوانسار، قم و تهران کوشش کرد وارد نظام سنت‌آموزی دینی شود. با این حال، سرخوردگی‌های حاصل از عدم پذیرش کامل در ساختار رسمی حوزوی و رانده شدن از برخی مدارس علمیه و مساجد به دلیل سطحی‌نگری، رفتارهای ناهنجار و فقدان صلاحیت علمی، در او زمینه‌ساز عقده‌های روانی و نوعی انزجار عمیق نسبت به نهاد روحانیت شد.

او در سال‌های ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ با درآوردن لباس طلبگی و برگزاری جلسات تفسیر قرآن در مساجد حاشیه‌ای و محلات جنوب و شمال تهران (مانند مسجد الهادی، مسجد شیخ‌هادی، مسجد جوادیه و مسجد خمسه قلهک)، جذب جوانان و نوجوانان کم‌تجربه اما پرشور را آغاز کرد. این جوانان که شیفته ظاهر زاهدانه، بیان قاطع و ادبیات به‌ظاهر انقلابی گودرزی شده بودند، گرد او حلقه زدند و هسته اولیه‌ای را تشکیل دادند که در ابتدا به «کهفی‌ها» و سپس به «فرقان» شهرت یافت.

ریشه اصلی انحرافات گروهک فرقان در روش‌شناسی فهم قرآن و «معرفت‌شناسی دینی» آن نهفته بود. اکبر گودرزی بدون داشتن کمترین درجه از درجه‌های اجتهاد و آگاهی عمیق بر لغت، روایت و تفسیر تاریخی، اقدام به تألیف تفاسیر چندجلدی برای بیش از بیست جزء قرآن و همچنین شرح صحیفه سجادیه و نهج‌البلاغه نمود. در متون تفسیری فرقان، قرآن از یک کتاب هدایت معنوی و تشریعی، به کتاب راهنمای جنگ چریکی و نبرد طبقاتی تقلیل یافت.

آنان تمام آیات متضمن مفاهیم غیبی، اخلاقی و تاریخی را به نفع مفاهیم مادی و انقلابی روز بازتفسیر می‌کردند. در این چارچوب انحرافی، «غیب» به معنای نیروهای زیرزمینی و مخفی انقلابی، «کفر» به معنای امپریالیسم و سرمایه‌داری، «محراب» به معنای سنگر نبرد مسلحانه، و «تسبیح» به معنای استمرار در مبارزه تلقی می‌شد. حتی در داستان‌های انبیا، اساطیر و تعابیر قرآنی به شکلی حیرت‌آور دستکاری صورت می‌گرفت؛ به عنوان مثال، در داستان حضرت یوسف (ع)، «گرگ» به معنای ضدانقلاب و «یوسف» به عنوان کادر انقلابی توصیف می‌شد که برای به دام انداختن ضدانقلاب فرستاده شده است.

این التقاط خطرناک، ماحصل ترکیب متصلبانه ادبیات چپ و مارکسیستی (مانند امپریالیسم، بورژوازی، نبرد طبقاتی و دیالکتیک) با پوسته و ظواهر الفاظ قرآنی بود. فرقان با سوء استفاده، سوء فهم و وام گرفتن ناقص برخی شعارهای متفکرانی چون دکتر علی شریعتی و تحریف مفهوم اسلام منهای روحانیت، این تز را به مرزهای نهایی و خشونت بار آن رساند. آنان بر این باور بودند که روحانیت رسمی و حوزوی، دیواری ضخیم میان مردم و قرآن کشیده است و نهاد روحانیت به عنوان بخشی از «زر و زور و تزویر»، مانع اصلی تحقق جامعه توحیدی بی‌طبقه است.

گودرزی و همفکرانش نه تنها مرجعیت و فقه سنتی را به‌کلی نفی می‌کردند، بلکه هرگونه فهم دینی خارج از محفل کوچک خود را «شرک» و «کفر» قلمداد می‌نمودند. همین انسداد فکری و انحصارطلبی شدید ایدئولوژیک، فرقان را به فرقه‌ای بسته و توتالیتر بدل ساخت که اعضای آن کاملاً تفکر انتقادی را کنار گذاشته و مطیع محض اوامر گودرزی شده بودند.

از انحراف فکری تا مبارزه مسلحانه و تروریسم

با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ و استقرار نظام جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، گروهک فرقان که خود را تنها منادی راستین اسلام توحیدی می‌دانست، تشکیل حکومت جدید و حضور روحانیون و اندیشمندان اسلامی در رأس قدرت را برنتافت. گودرزی با تحلیل‌های ذهنی و بدور از واقعیت، ساختار جمهوری اسلامی را ادامه همان نظام امپریالیستی و «طاغوت» خواند و تصمیم گرفت مبارزه نظری را به مبارزه مسلحانه و خشونت عریان تبدیل کند. اعضای فرقان که تا پیش از انقلاب نیز دست به رفتارهای ساختارشکنانه و حتی سرقت از بانک‌ها برای تأمین منابع مالی زده بودند، این‌بار یک استراتژی تروریستی برپایه «حذف فیزیکی مغزهای متفکر و ارکان انقلاب» را در پیش گرفتند. آنان بر این باور بودند که با ترور چهره‌های کلیدی ایدئولوژیک و اجرایی، نظام نوپا فروخواهد پاشید و راه برای سلطه اندیشه فرقانی هموار خواهد شد.

نخستین قربانی ترورهای کور و هدفمند فرقان، سپهبد محمدولی قرنی، نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که در اردیبهشت ۱۳۵۸ به شهادت رسید. اما هولناک‌ترین و کینه‌توزانه‌ترین اقدام این گروه، ترور استاد آیت‌الله مرتضی مطهری تنها چند روز پس از ترور شهید قرنی بود. استاد مطهری از معدود متفکرانی بود که سال‌ها پیش از انقلاب، خطر انحرافات فکری اکبر گودرزی و گروهش را احساس کرده و در مقدمه کتاب «علل گرایش به مادی‌گری» صریحاً نسبت به ظهور «مادی‌گری با نقاب دینی» و تفاسیر التقاطی از قرآن هشدار داده بود.

فرقانی‌ها که مطهری را بزرگ‌ترین مانع ایدئولوژیک در برابر گسترش افکار انحرافی خود می‌دیدند، او را هدف قرار دادند. شهادت آیت‌الله مطهری ضربه سنگینی به پیکره فکری انقلاب نوپا وارد ساخت، اما در عین حال ماهیت پلید و ضدانسانی این فرقه خشونت‌طلب را برای عموم مردم و روشن‌فکران آشکار نمود.

سلسله ترورهای گروهک فرقان با شدت و قساوت تمام ادامه یافت. آنان در طول سال ۱۳۵۸ چهره‌های برجسته‌ای همچون دکتر محمد مفتح از دوستان دکتر علی شریعتی، حاج مهدی عراقی از مبارزان کهنه کار و فرزندش حسام، و آیت‌الله قاضی طباطبایی امام جمعه تبریز را به شهادت رساندند. همچنین شخصیت‌هایی چون آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی و بعدها در تیرماه ۱۳۶۰ آیت‌الله شهید سید علی خامنه‌ای هدف سوءقصد این جریان یا تفکرات باقی‌مانده از آن قرار گرفتند که از آن سوءقصدها جان سالم به در بردند. نحوه عملکرد فرقان نشان می‌داد که آنان فراتر از یک گروه سیاسی معمولی، رفتاری کاملاً فرقه‌ای دارند؛ خشونتی بی‌رحمانه که با خودحق‌پنداری مطلق و توهم خدمت به دین توجیه می‌شد.

ساختار سازمانی فرقان بسیار فشرده، سلولی و مخفیانه بود. اکبر گودرزی در رأس تشکیلات قرار داشت و فرماندهی عملیات نظامی بر عهده افرادی چون محمد متحدی و عباس عسگری بود. اعضای گروه اغلب نوجوانان و جوانانی در سنین ۱۸ تا ۲۵ سال بودند که به شدت تحت تأثیر شستشوی مغزی، زندگی زاهدانه گودرزی و شعارهای انقلابی قرار گرفته بودند. این اعضا بدون آنکه عقاید خود را با سایر عالمان یا متفکران به سنجش بگذارند، در یک ساختار جزیره‌ای و جدا از جامعه تنفس می‌کردند. همین امر باعث شده بود که آنان هرگونه جنایت یا ترور را به عنوان یک «تکلیف الهی» و گامی در جهت پاک‌سازی جامعه از «شرک و نفاق» تلقی کنند.

فروپاشی تشکیلات و سرانجام گروهک فرقان

عمر فعالیت‌های خشونت بار گروهک فرقان چندان به طول نینجامید. ضربات سنگین اطلاعاتی و عملیاتی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نوپا مانند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران، با همکاری مبارزانی که شناخت دقیقی از هسته‌های اولیه فرقان داشتند، به سرعت شبکه مخفی این گروه را شناسایی کرد. در دی‌ماه ۱۳۵۸، خانه‌های گروهی و مخفیگاه اصلی اکبر گودرزی در خیابان جمالزاده تهران به محاصره درآمد. گودرزی که در یک خانه محقر بر روی گلیمی کهنه زندگی می‌کرد اما صدها هزار تومان پول نقد حاصل از سرقت‌های بانکی برای پشتیبانی عملیات تروریستی در اختیار داشت، دستگیر شد. همراه با او، بخش اعظم کادرهای اصلی و ضاربان ترورها نیز بازداشت شدند.

دادگاه اعضای گروهک فرقان به ریاست آیت‌الله محمد محمدی گیلانی برگزار شد. در طول بازجویی‌ها و جلسات محاکمه، توالی انحرافات فکری و پوچی مبانی اعتقادی گروه برملا گردید. برخی از اعضای رده‌پایین و جوانان اغفال‌شده، هنگامی که در محیطی آزاد با عالمان دینی و متفکران روبه‌رو شدند و بی‌مایگی علمی گودرزی و برداشت‌های عامیانه او از قرآن برایشان آشکار شد، دچار ندامت شدید شده و از افکار گذشته خود اعلام برائت کردند. با این حال، اکبر گودرزی و کادرهای اصلی ترور که بر مواضع لجاجت‌آمیز و جمود فکری خود پافشاری می‌کردند، به مجازات اعمال جنایتکارانه خود رسیدند و در اردیبهشت ۱۳۵۹ اعدام شدند. محمد متحدی و تعداد دیگری از عوامل ترور نیز مدتی بعد دستگیر و پس از محاکمه مجازات گردیدند تا طومار این فرقه تروریستی برای همیشه پیچیده شود.

بررسی پرونده تاریخی گروهک فرقان درس‌ها و عبرت‌های بزرگ و تکان‌دهنده‌ای را در بر دارد. فرقان نمونه‌ای برجسته و عینی از جریان خوارج معاصر بود؛ جریانی که با تمسک ظاهری به قرآن، مقدس‌مآبی، ظاهر زاهدانه و شعارهای تند انقلابی، از روح واقعی شریعت و عقلانیت دینی فاصله گرفت و به ورطه تکفیر و خشونت افتاد. بررسی سیر تحول فرقان از جلسات تفسیر قرآن تا ترورهای خونین، گواهی است بر این حقیقت تاریخی که افراط‌گرایی عقیدتی هرگاه با تحجر و لجاجت آمیخته شود، فرجامی جز فرقه گرایی، انحراف و جنایت نخواهد داشت.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم مجله فارسی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − 9 =