آوانید چگونه از هوش مصنوعی یک شخصیت رسانهای ساخت؟
آوانید مدتی است یک چهره جدید را وارد محتوای شبکههای اجتماعی خود کرده است؛ «آوا». شخصیتی مبتنی بر هوش مصنوعی که محصول معرفی میکند، درباره فناوری حرف میزند و قرار است به مرور به یکی از چهرههای ثابت این فروشگاه آنلاین تبدیل شود.
چرا یک فروشگاه آنلاین تصمیم گرفته بهجای استفاده صرف از AI برای تولید محتوا، برای آن شخصیت بسازد؟
پاسخ این سؤال را باید بیشتر در استراتژی محتوایی آوانید جستوجو کرد تا در خود فناوری. در شرایطی که استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای تولید تصویر، ویدئو و متن به بخشی عادی از فعالیت تیمهای محتوا تبدیل شده، آوانید تلاش کرده یک قدم جلوتر برود و خروجی این فناوری را به یک شخصیت مشخص با چهره، لحن و هویت ثابت تبدیل کند.
نتیجه این تصمیم «آوا» است؛ شخصیتی که قرار نیست در هر محتوا درباره هوش مصنوعی بودنش صحبت کند، بلکه قرار است درست مثل یکی از چهرههای رسانهای برند، موضوعات مختلف را روایت کند.

آوا قرار است چه کاری برای آوانید انجام دهد؟
در حال حاضر بخش اصلی حضور آوا در شبکههای اجتماعی آوانید شکل گرفته است. معرفی محصولات، مقایسه کالاها، پرداختن به موضوعات روز دنیای تکنولوژی و حضور در کمپینهای آوانید از جمله محتوا هایی هستند که این شخصیت در آنها دیده میشود.
اما نکته اصلی پروژه، خود این محتواها نیست.
آوانید میخواهد مخاطب به مرور آوا را بهعنوان یک شخصیت مشخص بشناسد؛ شخصیتی که امروز ممکن است درباره انتخاب یک گوشی صحبت کند، فردا دو لپتاپ را با یکدیگر مقایسه کند و در محتوایی دیگر سراغ یکی از ترفندهای دنیای فناوری برود.
به همین دلیل آوا برخلاف بسیاری از نمونههای اولیه شخصیتهای مبتنی بر هوش مصنوعی، قرار نیست با ظاهر رباتیک یا ادبیاتی پر از اشاره به AI معرفی شود. هوش مصنوعی زیرساخت شکلگیری این شخصیت است، اما تمام داستان آن نیست.
از تولید محتوا با AI تا ساخت یک شخصیت برای برند
تا همین چند سال قبل، استفاده از هوش مصنوعی در مارکتینگ بیشتر در پشت صحنه اتفاق میافتاد؛ از تحلیل داده گرفته تا اتوماسیون و پیشنهاد محتوا. با فراگیر شدن ابزارهای Generative AI (هوش مصنوعی مولد)، این فناوری مستقیماً وارد فرایند تولید محتوا شد.
حالا مرحله دیگری از این روند در حال شکلگیری است: برندها بهجای تولید مجموعهای از تصاویر یا ویدئوهای مستقل، میتوانند شخصیتهایی با ظاهر و هویت ثابت بسازند و آنها را در طول زمان توسعه دهند.
تفاوت این دو رویکرد مهم است.
یک محتوای تولید شده با AI ممکن است تنها چند ثانیه یا چند روز عمر داشته باشد؛ اما یک شخصیت ثابت، در صورت موفقیت، میتواند به بخشی از دارایی رسانهای برند تبدیل شود.
به نظر میرسد آوانید نیز آوا را با چنین نگاهی توسعه داده است. بهجای اینکه هوش مصنوعی صرفاً سرعت تولید محتوا را افزایش دهد، قرار است نتیجه آن به مرور به یک چهره قابل شناسایی برای مخاطبان تبدیل شود.
آوا قرار نیست یک اینفلوئنسر مجازی صرف باشد
طراحی شخصیت آوا بر چند ویژگی مشخص استوار شده است. آوانید او را شخصیتی صمیمی، آرام، کنجکاو، تکنولوژیدوست و در عین حال حرفهای تعریف میکند.
اما شاید مهمترین ویژگی مورد نظر آوانید برای این شخصیت، قابل اعتماد بودن آن باشد.
قرار نیست آوا صرفاً هر محصولی را با ادبیات تبلیغاتی معرفی کند. جهتگیری تعریفشده برای این شخصیت، ساده کردن اطلاعات پیچیده و کمک به مخاطب برای شناخت بهتر گزینههای مختلف است.
این موضوع خصوصاً در بازار محصولاتی مانند گوشی، لپتاپ و لوازم دیجیتال اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ بازاری که کاربران هنگام خرید با تعداد زیادی مدل، مشخصات فنی و اختلاف قیمت مواجهاند.
آوانید میخواهد در ادامه این مسیر، آوا به شخصیتی تبدیل شود که مخاطب هنگام دیدن محتوای او احساس نکند صرفاً با یک مجری تبلیغاتی مواجه است.
هدف بلندمدت برند را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: آوا یک همراه مطمئن، صادق و بدون جانبداری برای خرید باشد.
البته رسیدن به چنین جایگاهی بیش از آنکه به فناوری پشت این شخصیت وابسته باشد، به کیفیت و استمرار محتوایی بستگی دارد که با نام آوا منتشر خواهد شد. اعتماد مخاطب را نمیتوان صرفاً با ساخت یک چهره دیجیتال ایجاد کرد.
چرا آوانید تلاش کرده ظاهر آوا واقعی باشد؟
برای آوا یک هویت بصری ثابت نیز در نظر گرفته شده است. برخلاف آواتارهای کارتونی یا شخصیتهایی که عامدانه ظاهری غیر انسانی دارند، آوانید برای این کاراکتر به سراغ چهرهای نزدیک به واقعیت رفته است.
این تصمیم با استراتژی کلی شخصیت نیز همخوانی دارد. آوا قرار نیست موجودی متعلق به یک جهان مجازی یا نمایشی از آینده باشد؛ قرار است در فضای روزمره برند حضور پیدا کند.
به همین دلیل در تصاویر و ویدئوهای او نیز تلاش میشود موقعیتها، پوشش، رفتار و فضای بصری تا حد امکان به دنیای واقعی نزدیک باشد.
در عین حال، آوانید هویت مبتنی بر هوش مصنوعی این شخصیت را پنهان نمیکند. مسئله بیشتر بر سر میزان تأکید بر آن است: مخاطب قرار نیست در هر مواجهه با آوا دوباره به یاد بیاورد که با یک شخصیت AI روبهروست.

یک چهره ثابت بهجای محتواهای پراکنده
از منظر برندسازی، شاید بخش جالبتر پروژه آوا همینجا باشد.
برندها سالهاست برای ارتباط انسانیتر با مخاطبان از اینفلوئنسرها، مجریان، سفیران برند و تولیدکنندگان محتوا استفاده میکنند. آوا مدل دیگری را پیش روی آوانید قرار میدهد: ساخت یک شخصیت رسانهای که مالکیت هویت آن مستقیماً متعلق به خود برند است.
اگر این شخصیت بتواند در طول زمان مخاطب خودش را پیدا کند، آوانید امکان استفاده از آن را در موضوعات و کمپینهای مختلف خواهد داشت، بدون اینکه هویت اصلی شخصیت تغییر کند.
به بیان سادهتر، هدف فقط این نیست که «آوا محتوا تولید کند»؛ آوانید میخواهد خود آوا تبدیل به بخشی از محتوای برند شود.
این تفاوت کوچکی نیست، در چنین مدلی مخاطب ممکن است به مرور نه فقط موضوع یک ویدئو، بلکه فردی را که آن را روایت میکند به خاطر بسپارد؛ حتی اگر آن «فرد» یک شخصیت دیجیتال باشد.
آزمایشی که نتیجه آن را مخاطبان مشخص میکنند
آوا هنوز در ابتدای مسیر خود قرار دارد و طبیعی است که درباره موفقیت چنین مدلی نتوان زود قضاوت کرد.
ساخت ظاهر واقعی یا استفاده از هوش مصنوعی بهتنهایی تضمین نمیکند که یک شخصیت برای مخاطب جذاب یا قابل اعتماد شود. استمرار، کیفیت محتوا، لحن، نحوه واکنش مخاطبان و مهمتر از همه میزان ارزشی که آوا در هر محتوا ایجاد میکند، مشخص خواهد کرد که این شخصیت تا چه اندازه میتواند از یک پروژه تکنولوژیک فراتر برود.
آوانید نیز فعلاً آوا را بیش از هر چیز در فضای محتوایی خود توسعه میدهد؛ اما چشمانداز برند این است که در آینده نقش این شخصیت گستردهتر شود و مخاطبان او را بهعنوان یک همراه برای شناخت، مقایسه و انتخاب محصولات بشناسند.
در نهایت شاید جذابترین بخش ماجرای آوا، تکنولوژی ساخت آن نباشد.
هوش مصنوعی امروز در دسترس تقریباً همه کسبوکارها قرار دارد؛ تفاوت از جایی شروع میشود که یک برند تصمیم میگیرد با این ابزار چه چیزی بسازد.
آوانید فعلاً پاسخ خودش را داده است: یک چهره که قرار است به مرور، بخشی از هویت رسانهای برند شود.
نظرات کاربران