بانو امین نماد توانمندی زنان است/زن مجتهد میتواند مرجع معنوی باشد
به گزارش خبرنگار مهر، در تاریخ معاصر تشیع، نام بانو سیدهنصرت بیگم امین ، معروف به بانو مجتهده امین، به عنوان یگانه دوران و مایه فخر جهان اسلام در عرصه فقاهت، عرفان و تفسیر میدرخشد. ایشان نه تنها به عنوان یک عالم برجسته، بلکه به عنوان نمادی از توانمندی زنان در رسیدن به عالیترین سطوح اجتهاد و معنویت شناخته میشوند.
بانو امین در دورانی که محدودیتهای اجتماعی و فرهنگی بسیاری برای تحصیلات تخصصی زنان وجود داشت، با همتی والا و درایت خانوادگی، مسیر دشوار علمآموزی را آغاز کرد. او از کودکی به تحصیل علوم دینی پرداخت و در سن ۴۰ سالگی پس از پشت سر گذاشتن آزمونهای دشوار علمی، موفق به دریافت اجازه اجتهاد از بزرگانی چون آیتالله شیخ عبدالکریم حائری یزدی (موسس حوزه علمیه قم) و آیتالله سیدابوالحسن اصفهانی شد. این اجازه اجتهاد، مهر تأییدی بر نبوغ و تسلط ایشان بر مبانی استنباط احکام شرعی بود و نام ایشان را به عنوان یکی از معدود زنان صاحب این کرسی در تاریخ ثبت کرد.
سیره علمی بانو امین با جامعیت و تنوع در تالیفات شناخته میشود. شاهکار ایشان، تفسیر پانزده جلدی «مخزنالعرفان» است که با رویکردی حکیمانه و عرفانی به تبیین آیات قرآن کریم پرداخته است. علاوه بر این، آثار دیگری همچون «اربعین هاشمیه»، «جامعالشتات»، «روش خوشبختی» و «نفحاتالرحمانیه» نشان از تسلط ایشان بر علوم مختلف از جمله فقه، اصول، فلسفه و اخلاق دارد. ایشان در آثار خود همواره بر پیوند میان عقل و وحی و ضرورت تزکیه نفس در کنار تعلیم کتاب و حکمت تاکید میورزیدند. سیره عملی ایشان نیز به همان اندازه علمیشان، الهامبخش بود؛ بانو امین با وجود مشغلههای فراوان علمی، هرگز از مسئولیتهای خانوادگی و اجتماعی خود غافل نشد و با تأسیس مدرسه «فاطمیه» و دبیرستان دخترانه در اصفهان، بستر مناسبی را برای تحصیل و تربیت دینی دختران آن مرز و بوم فراهم آورد.
زن و کرسی فقاهت: از اجتهاد تا مرزهای مرجعیت
مسئله مجتهدات و مرجعیت زنان، یکی از مباحث چالشبرانگیز در فقه اسلامی است که با ظهور شخصیتهایی همچون بانو امین، ابعاد جدیدی به خود گرفت. در فقه شیعه، اجتهاد به معنای توانایی استنباط احکام از منابع شرعی، برای زنان هیچگونه منعی ندارد و بانو امین مصداق بارز و عالی این حقیقت است که زن میتواند در فقاهت به مرتبه اعلا برسد. با این حال، تفاوت ظریفی میان «اجتهاد» و «مرجعیت تقلید» (به معنای تصدی مقام افتا برای دیگران) وجود دارد. برخی از فقها، ذکوریت (مرد بودن) را یکی از شرایط مرجعیت عامه میدانند، اما گروهی دیگر از صاحبنظران معتقدند که در شئون غیرولایی مانند افتا، ملاک تخصص و اعلمیت است و جنسیت مانعی برای تقلید از یک بانوی مجتهد ایجاد نمیکند.
تجربه زیسته بانو امین نشان داد که یک زن مجتهده میتواند مرجع علمی و معنوی جامعه خود باشد. اگرچه ایشان به طور رسمی در پی تصدی مقام مرجعیت تقلید نبودند، اما نفوذ کلام و عمق دانش ایشان باعث شده بود که بسیاری از مردم و حتی علما برای حل مشکلات علمی و دینی خود به ایشان رجوع کنند. ایشان ثابت کردند که کمالات انسانی و مقامات علمی، جنسیتی نیستند و هر انسانی با هر جنسیتی میتواند با تکیه بر تقوا و تلاش علمی، به قلههای رفیع کمال دست یابد.
امروزه سیره بانو امین به عنوان الگویی برای «الگوی سوم زن مسلمان» مطرح است؛ زنی که نه در انزوای سنتهای غلط محبوس میماند و نه در موجهای فکری بیگانه غرق میشود، بلکه با حفظ هویت ایمانی و عفیفانه خود، در عالیترین عرصههای تولید دانش و مدیریت اجتماعی نقشآفرینی میکند.
تداوم راه ایشان، نیازمند بازخوانی دقیق مبانی فقهی در حوزه زنان و ایجاد بسترهای لازم برای رشد و شکوفایی مجتهدات در حوزههای علمیه است تا جامعه از برکات علم و معنویت زنان فرهیخته بیش از پیش بهرهمند گردد.
نظرات کاربران