بذر انحراف مجاهدین از سال۴۴ کاشته شد/نقش ساواک و زندان در تعمیق انحراف

به گزارش خبرنگار مهر،بررسی تکوین تفکر در سازمان مجاهدین خلق (منافقین)نشان می‌دهد که بذر انحراف نه در سال ۱۳۵۴، بلکه در همان سال‌های نخستین شکل‌گیری (۱۳۴۴ تا ۱۳۵۰) کاشته شد. بنیان‌گذاران سازمان شامل محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و عبدی نیک بین، در شرایطی اقدام به تأسیس این تشکل کردند که فضای سیاسی ایران پس از سرکوب قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، به سمت انسداد کامل و گرایش به مبارزه مسلحانه پیش می‌رفت.

مشکل اساسی از اینجا آغاز شد که این افراد، با وجود پیشینه مذهبی و عضویت در نهضت آزادی، فاقد تخصص عمیق در علوم دینی و مبانی اسلامی بودند. آن‌ها برای پاسخگویی به نیازهای مبارزاتی و رقابت با گروه‌های چپ‌گرا که در آن زمان «علم مبارزه» (مارکسیسم) را در اختیار داشتند، سعی کردند ترکیبی ناهنجار از اسلام و مارکسیسم ایجاد کنند.

حنیف‌نژاد معتقد بود اسلام برای مبارزه با امپریالیسم نیاز به یک «متدولوژی» دارد. آن‌ها مارکسیسم را به عنوان یک روش علمی برای تحلیل تاریخ و اقتصاد پذیرفتند و سعی کردند آیات قرآن و نهج‌البلاغه را بر این قالب تطبیق دهند. این التقاط فکری، اولین قدم در مسیر انحراف بود؛ چرا که اصالت را به مبارزه می‌داد و دین را به ابزاری برای توجیه کنش‌های سیاسی و چریکی تبدیل می‌کرد. در واقع، در این دیدگاه، «حق» چیزی بود که به پیروزی انقلاب کمک کند. این رویکرد پراگماتیستی (عمل‌گرایانه) باعث شد که مرزهای میان توحید و ماتریالیسم دیالکتیک در متون آموزشی سازمان مانند «اقتصاد به زبان ساده» و «شناخت» کمرنگ شود.

نفوذ تفکر ماتریالیستی در پوشش مذهب

با گسترش فعالیت‌های آموزشی در خانه‌های تیمی، متونی تدوین شد که ظاهری اسلامی داشت اما درونمای آن کاملاً مادی بود. برای نمونه، مفهوم «غیب» در قرآن به «آینده تاریخ» تعبیر شد و «تقوا» به معنای «انضباط تشکیلاتی» درآمد. این دگردیسی واژگان باعث شد کادرهای جوان که تشنه مبارزه بودند، بدون آنکه بدانند، به سمت نوعی مارکسیسم بومی‌سازی شده حرکت کنند. در این دوره، التقاط چنان در تار و پود سازمان رخنه کرد که حتی پیش از ضربه شهریور ۱۳۵۰، برخی اعضا در جلسات خصوصی نسبت به تناقضات میان شعائر دینی و تحلیل‌های طبقاتی سازمان دچار تردید شده بودند. با این حال، کاریزمای رهبران اولیه و ضرورت حفظ وحدت برای مبارزه با شاه، این شکاف‌ها را موقتاً می‌پوشاند.

نقش ساواک و زندان در تعمیق انحراف

نقطه عطف دیگری که در منابع بر آن تأکید شده، نقش سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در مدیریت و هدایت غیرمستقیم این انحراف است. پس از دستگیری گسترده سران سازمان در سال ۱۳۵۰، محیط زندان به آزمایشگاهی برای تغییر ماهیت سازمان تبدیل شد. ساواک با درک هوشمندانه از تضادهای درونی مجاهدین، استراتژی خود را بر پایه تقویت جناح‌های رادیکال و حذف عناصر مذهبی‌تر بنا نهاد.

در این میان، نقش مسعود رجوی به عنوان یکی از چهره‌های کلیدی که از اعدام نجات یافت، بسیار برجسته است. اسناد نشان می‌دهد که همکاری‌های پنهان یا دست‌کم چراغ سبزهای ساواک به رجوی در زندان، به او اجازه داد تا تشکیلاتی مخوف و تک‌صدایی را درون بندها ایجاد کند. ساواک ترجیح می‌داد با جریانی روبه‌رو باشد که از روحانیت و مرجعیت شیعه فاصله گرفته است؛ زیرا می‌دانست نفوذ مارکسیسم در بین مبارزین مذهبی، باعث ریزش پایگاه اجتماعی آن‌ها و ایجاد شکاف در جبهه متحد مخالفین مذهبی خواهد شد. در واقع، ساواک با برجسته کردن تضادهای فکری میان مجاهدین و روحانیون مانند مخالفت‌های علامه طباطبایی یا شهید مطهری با کتاب‌های سازمان، عملاً فضا را برای رشد افکار التقاطی مهیا کرد.

تغییر ایدئولوژی؛ نتیجه منطقی نفاق فکری

آنچه در سال ۱۳۵۴ به عنوان «بیانیه اعلام مواضع ایدئولوژیک» توسط تقی شهرام و بهرام آرام صادر شد، نه یک کودتای ناگهانی، بلکه میوه درختی بود که ریشه‌اش در التقاط دهه ۴۰ قرار داشت. در این مقطع، بخش عمده‌ای از بدنه سازمان به این نتیجه رسید که اسلام با مارکسیسم در تضاد است و برای تبدیل شدن به یک «چریک واقعی»، باید پوسته دین را کنار گذاشت. اینجاست که نقش ساواک در تعمیق بحران آشکارتر می‌شود. ساواک با انتشار گسترده خبر مارکسیست شدن مجاهدین، ضربه‌ای کاری به حیثیت مذهبی مبارزان وارد کرد تا مردم را نسبت به کلیت نهضت بدبین کند.

ساواک از طریق عوامل نفوذی و یا با ایجاد تسهیلات برای جناح مارکسیست شده، تلاش کرد تا تصفیه‌های خونین درونی مانند ترور مجید شریف واقفی و مرتضی صمدیه لباف با شدت بیشتری انجام شود. حذف فیزیکی عناصر متدین و ارتدوکس توسط جناح تقی شهرام، دقیقاً همان چیزی بود که رژیم پهلوی برای تضعیف جبهه مذهبی به آن نیاز داشت. در این دوره، زندان قصر و اوین به صحنه درگیری‌های شدید فکری تبدیل شد و مسعود رجوی با زیرکی، ضمن حفظ ظاهر مذهبی برای جذب توده‌ها، همان مبانی ماتریالیستی را در قالب «اسلام انقلابی» بازسازی کرد تا رهبری خود را تثبیت کند.بخش دیگری از انحراف پدیده تواب‌سازی و استفاده از اعضای بریده سازمان توسط ساواک است. دستگاه امنیتی شاه با تحت فشار قرار دادن اعضای ضعیف و سپس دادن تریبون به آن‌ها برای افشاگری علیه رهبران، سعی داشت سازمان را از درون متلاشی کند. اما این اقدام ساواک یک نتیجه معکوس نیز داشت؛ اعضای باقی‌مانده در سازمان برای مقابله با این فشارها، به سمت رادیکالیسم پنهان و کیش شخصیت پناه بردند. این مسئله باعث شد سازمان به یک فرقه بسته تبدیل شود که در آن هرگونه پرسشگری فکری، خیانت تلقی می‌شد.

ریشه انحراف فکری سازمان منافقین را باید در «فقدان استقلال معرفتی» جستجو کرد. بنیان‌گذاران سازمان تصور می‌کردند می‌توانند از متدولوژی دشمن (ماتریالیسم) برای دفاع از آرمان‌های خود استفاده کنند، غافل از آنکه متدولوژی بر جهان‌بینی اثر می‌گذارد. ساواک نیز به عنوان کاتالیزور و شتاب‌دهنده در این فرآیند عمل کرد. رژیم پهلوی با ایجاد خفقان سیاسی از یک سو و حمایت‌های پنهان از گرایش‌های التقاطی در زندان از سوی دیگر، تلاش کرد تا پیوند میان مبارزان جوان و بدنه سنتی-مذهبی جامعه را قطع کند.

انحراف از یک جرقه کوچک در تفسیرهای به رأی از قرآن آغاز شد و با مدیریت امنیتی ساواک و فرصت‌طلبی افرادی چون مسعود رجوی، به یک تراژدی بزرگ در تاریخ معاصر ایران تبدیل گشت. سازمان منافقین نمونه اعلای جریانی است که در دام خودساخته «التقاط» افتاد و ساواک با مهارت از این زخم برای عفونی کردن کل پیکره مبارزاتی آن زمان استفاده کرد.در نهایت، تداوم این مسیر پس از انقلاب نیز نشان داد که انحراف ساختاری که در دوران پهلوی با هدایت ساواک نهادینه شده بود، چنان عمیق بود که حتی تغییر شرایط سیاسی نیز نتوانست سازمان را به مسیر اصلی بازگرداند و آن را به سمتی برد که در مقابل اراده ملی قرار گرفت.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم مجله فارسی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 1 =