بار انتقام با چه وجهی روی دوش مردم است؟
یادداشت مهمان_ مصطفی غفاری، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع): این روزها جنگ زرگری یا کشمکش بیهودهای شکل گرفته است درباره انتقام قتل رهبر شهید. عدهای انتقام را فوری و شخصی از عاملان و آمران این ترور میدانند و عدهای دیگر انتقام را در گرو اخراج آمریکا از منطقه و آزادی قدس شریف. فکر میکنم روشن است که اینها باهم قابل جمعاند؛ هواداران یکی نباید نگران آن یکی دیگر باشند که انجام یکی نسبت به دیگری کفایت کند یا از آن ممانعت کند.
هرچه هست، این بار بیش از همه روی دوش نهادها و کنشگران مسئول حقوقی، قضایی، امنیتی و نظامی است. آنچه برای منِ کنشگر اجتماعی میماند، فریاد انتقام است تا سوخت پشتیبان طراحی و عملیات آنها باشد.
اما لایه دیگری از انتقام هست که کمتر به آن توجه میشود. پرونده خونخواهی آقای شهید ایران و تکتک شهروندان شهید که هر کدام پرونده جداگانهای برای انتقام دارند، یک مسئولیت شخصی متوجه ما شهروندان ایران اسلامی میکند. اگر من معلمی در مدرسه یا دانشگاه هستم، باید بدانم چگونه شاگردانی در مکتب خامنهای بپرورانم؟ شاگردانی که با الهام از مایههای فکری او و پایبندی به آن، مرزهای مکتب او را پیشتر هم ببرند. اگر زنی خانهدار هستم، بدانم چگونه خانه و خانوادهای باید بسازم تا پناهگاه و سنگری برای زندگی مبارزان مکتب خامنهای باشد. اگر کارگر هستم، بدانم چگونه کار کنم تا ستون اقتصاد ملی مولد را محکم کنم و چرخهای آن را به کار بیندازم. «ایران قوی» که با عاملیت تکتک شهروندان این کشور با همه تکثرشان ساخته میشود، عمیقترین لایه انتقام است؛ همچنان که عالیترین سرفصل وصیتنامه واقعی آقای خامنهای است.
برای من، پویا نگه داشتن مکتب فکری خامنهای شهید در نهاد علم و کشف پنجرههای تازهای رو به انسان و جامعه و جهان برای آن، پرونده همیشهباز خونخواهی اوست. خون رهبر به ایدههایش جان میدهد؛ پس خونخواهی او پیش بردن و پیادهسازی ایدهها هم هست. و چرا چنین رویشهایی در واقع انتقام نباشد؟ وقتی هدف از ترور، ریشهکنی ایدههاست؟
این کار اولا نیازمند آموزش، پژوهش و پرورش با نگاهی باز و ژرف است؛ ثانیا نیازمند رساندن دست نهاد علم به دست نهاد قدرت تا آنچه یافتهایم و یاد گرفتهایم، به ساحت حکمرانی برسد و ناوبری کشتی ایران قوی را در دریای متلاطم جهان امروز و فردا به دست گیرد.
بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَ مُرْسَاهَا
نظرات کاربران