بهمن فرمانآرا در پاسخ به چرا «مهاجرت معکوس»؟ چون اینجا مال ما هم هست / از «پیوند احساسی با وطن از راه دور» تا «حق مسلم شهروندی»
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بخش عمدهای از پدیده موسوم به «مهاجرت معکوس» در ایران، در عمل مربوط به جابجاییهای درونسرزمینی زیر فشار عامل اقتصادی، مانند رفتن از شهری به شهر کوچکتر است. آنطور که گفته میشود اما، «مهاجرت معکوس واقعی» اغلب «مهاجرت بازگشتی» است. مهاجرت «دیاسپورا» که روایتش روایت عشق به ایران از دوردستهاست و تجربهای احساسی و فرهنگی از بازگشت به ریشهها و وطن از دل مهاجرت است. «دیاسپورا» برای توصیف کسانی به کار میرود که از سرزمین مادری دور ماندهاند اما همچنان با آن پیوند فرهنگی، احساسی و حتی سیاسی دارند و طبعا نسبت به آن از حق شهروندی برخوردارند. (فصل تازهای از تاریخ پنهان فوتبال ایران (دیاسپورا)- جواد رستمزاده)
فهرستی با بیش از ۱۰۰ اسم
سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت چهاردهم، چهارشنبه چهار شهریورماه ۱۴۰۵ در مطلبی با تیتر «تهیه فهرست نامآوران خارجنشین برای بازگشت به ایران» (ایسنا) از «منتقل کردن بیش از ۱۰۰ اسم» به «جلسات و فرآیندهایی که برای این موضوع -بازگشت ایرانیان خارج از کشور- در نظر گرفته شده بود،» خبر داد. او با تأکید بر اینکه منظور از بازگشت ایرانیان خارج از کشور، الزاما اقامت دائمی در ایران نیست، اظهار کرده بود: «تلاش ما این بود که شرایط برای انواع حضور و بازگشت فراهم شود؛ ممکن است کسی بخواهد برای یک سفر چندروزه به ایران بیاید و برگردد، فرد دیگری بخواهد یک برنامه کوتاهمدت در ایران داشته باشد و پس از آن بازگردد یا شخصی تصمیم بگیرد در ایران اقامت کند. برای هر یک از این شکلهای حضور، تلاش شد مقدمات و شرایط لازم فراهم شود.» سیدعباس صالحی با بیان اینکه «این مراحل به خوبی در حال طی شدن بود»، خاطرنشان کرده بود: «ما در اسفندماه با جنگ تحمیلی مواجه شدیم. طبیعتا شرایط جنگ وضعیت خاص خود را داشت و ممکن بود حتی خود ایرانیان و هنرمندان خارج از کشور نیز آمادگی لازم برای آمدن به ایران را نداشته باشند.» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه همان مسیر پیشین، با آرامتر شدن شرایط ادامه خواهد یافت، گفته بود: «با آرامتر شدن شرایط، همان مسیر از سوی دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، درباره اسامی و مجموعههایی که اسامی را به آنها منتقل کردهایم، برقرار خواهد بود و امیدواریم این روند ادامه پیدا کند…. مگر کسانی که در کنار دشمنان ایران قرار میگیرند.» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین از عطاءالله مهاجرانی، عبدالکریم سروش و محسن کدیور بهعنوان نمونههایی از چهرههایی نام برد که به گفته او در جریان جنگ ۴۰ روزه «پای ایران ایستادند». صالحی در عین حال تأکید کرد با این افراد اختلافنظر دارد، اما مواضع آنان در آن مقطع را مثبت ارزیابی میکند. ( قسمت ۱۷۳ «فرهیختگان گپ»- ۵ شهریور)
نزدیکترین نامی که این روزه، «مهاجرت معکوس» را با چنین مفهومی بازتاب میدهد (با مفهوم بازگشت به وطن در پی پیوند فرهنگی، احساسی و حتی سیاسی) محسن نامجو است. خواننده و آهنگساز که سال ۱۳۸۶ از ایران خارج شد و بخش قابل توجهی از فعالیت حرفهای خود را در اروپا و سپس آمریکا دنبال کرد. این خواننده و آهنگساز، فارغ از داوریمان نسبت به شیوه خروج او از خانهاش در شهر نیویورک و قضاوتمان نسبت روایتهای «میتو» در مورد او، از حق طبیعی شهروندیاش استفاده کرد و پنجشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۵ پس از ۲۰ سال از فرودگاه امام به ایران برگشت. پیش از محسن نامجو نیز نام قیصر (بینش بلور)، خواننده موسیقی پاپ، ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ به ایران بازگشته بود. نامی که احتمالا در آستانه «مهاجرت معکوس» است نیز، نام مسعود بهنود، روزنامهنگار و نویسنده است. او در گفتوگو با «اتاق سردبیری خبرآنلاین» با موضوع «بازگشت مهاجران ایرانی راهحلی موقت است یا تصمیمی خردمندانه؟» از این موضوع خبر داد. او گفت به دلیل درگیری با بیماری، هر زمان که معاینات و اقدامات پزشکیاش به پایان برسد و پزشکان به او اجازه دهند، به ایران بازخواهد گشت. اگرچه بعدتر، شبکههای اجتماعی از بازگشت این روزنامهنگار مقیم لندن به ایران در نوروز ۱۴۰۶ خبر دادند اما بهنود در گفتوگو با خبرآنلاین، سخنی از زمان، چه نوروز و چه پیش یا پس از آن به میان نیاورد.

از بهمن فرمانآرا و چنگیز جلیلوند تا سعید راد و حبیب محبیان
«سال ۱۳۵۹ که از ایران رفتم، درست زمانی بود که «سایههای بلند باد» که زمان پهلوی توقیف شده بود، بعد از انقلاب پروانه نمایش گرفت؛ اما در این دوره هم بعد از سه روز توقیف شد. بعد از این اتفاق، حس کردم اختلافنظری بین گروه تازه بر سر کار آمده وجود دارد که حلشدنش زمانبر است. ضمنا سه تا بچه داشتم که باید فکر آیندهشان بودم، لاریسا دخترم ١١ساله بود، نیما پسرم پنجساله و مانی پسر دیگرم چهارساله. حس کردم تا این اختلافات حل شود، بروم و شانسی به فرزندانم بدهم که اگر روزگاری خواستند جای دیگری هم زندگی کنند، امکانش را داشته باشند.» این روایت بهمن فرمان آرا، کارگردان و تهیهکننده نامآور سینماست از مهاجرت معکوسش: «اما موقعی که آنها به دانشگاه رفتند و دیگر به من نیازی نداشتند، سال ۱۳۶۹ برگشتم و کماکان هم ایران ماندهام. علت اینکه ایران ماندهام و با وجود اینکه امکاناتش را دارم؛ ولی فکر زندگی در جای دیگری را هم نمیکنم، همین است که اینجا مال ما هم هست.» (روزنامه شرق- ۳ بهمن ۱۳۹۵) فرمانآرا، البته هرچند ۱۳۶۹ به ایران بازگشت اما یک دهه طول کشید تا اجازه پیدا کند نخستین فیلمش را پس از انقلاب، «بوی کافور، عطر یاس» (۱۳۷۸) کارگردانی کند؛ روایت کارگردانی به نام بهمن فرجامی که پس از سالها می خواهد به سفارش یک شرکت ژاپنی، فیلمی مستند درباره آداب و رسوم مرگ در ایران بسازد. فیلم بیشتر جوایز و سیمرغهای اصلی هجدهمین جشنواره فیلم فجر را درو و راه را برای ساختن «خانهای روی آب» (۱۳۸۱) هموار کرد.
نگاهی به برخی اسامی فهرست اهالی فرهنگوهنر مهاجرتِ معکوسکرده به ایران البته با تلخی بسیار همراه است. یکی از نامهایی که در این زمینه به خاطر آورده میشود نام مجید شریف، (۱۳۲۹-۱۳۷۷) است. نویسنده و مترجمی که سال ۱۳۶۲ از ایران خارج شد، حدود ۱۲ سال در فرانسه زندگی کرد و آبان ۱۳۷۴ به ایران برگشت. نام او در نهایت در مطلبی با تیتر «همهچیز درباره فروهر و قتلهای زنجیرهای» اینطور ذکر شده است: «قتل داریوش و پروانه فروهر چند روز بعد با کشف اجساد محمدجعفر پوینده و محمد مختاری و مرگ مشکوک مجید شریف زلزلهای سیاسی به پا کرد.» (ایسنا- ۲ آذر ۱۳۹۲) پیش از مجید شریف، غفار حسینی (۱۳۱۲-۱۳۷۵)، شاعر و مترجم الیگودرزی که مطابق گزارش رسانههای وقت در ۲۰ آبانماه سال ۱۳۷۵ بنابر اظهارات پزشکی قانونی به دلیل سکته مغزی در آپارتمان کوچکش درمیگذرد. «۲۰ آبان ۷۵ هم غفار حسینی در حالی که از کوه میآمد فردی در راه به او یک شکلات میدهد، او شب در رختخواباش خون بالا میآورد و سکته میکند و میمیرد.» (علیاشرف درویشیان در شماره ۱۵ ماهنامه «نقد نو»- آبان و آذر ۸۵)
چنگیز جلیلوند اما از بزرگان دوبله ایران سال ۱۳۷۷ پس از ۲۰ سال برای دیدار با مادرش به ایران آمد. محمدحسین فرحبخش، تهیهکننده سینمایی «دوستان» از او دعوت کرد فیلم را دوبله کند. استقبال از حضور جلیلوند، او را به ماندن در ایران ترغیب کرد. او آذر ۱۳۹۹ در اثر ابتلا به کرونا در ۸۵ سالگی درگذشت. عبدی یمینی هم سال ۱۳۷۷ لسآنجلس را ترک کرد و به ایران بازگشت. یمینی پس از بازگشت، فعالیت موسیقی خود را در ایران ادامه داد هرچند نه به گستردگی سالهای خارج از کشور بودنش. او ۲۴ تیر ۱۳۸۸ هنگام سفر به ایروان، برای حضور در کنسرت «ابی»، هوایپمای حامل او در نزدیکی قزوین سقوط کرد و عبدی یمینی در ۵۶ سالگی جان باخت.
سعید راد پس از حدود ۱۵ سال دوری، در سال ۱۳۷۸ به وطن برگشت. او، قرار بود با «زنگی و رومی» (ناصر تقوایی) بازیگری در سینمای ایران را از سر بگیرد اما فیلم ساخته نشد. کمی بعد «دوئل» احمدرضا درویش، راه بازگشت سعید راد را به سینما باز کرد. او دوشنبه اول مرداد ۱۴۰۳، در ۷۹ سالگی درگذشت. بهمن مفید هم که سال ۱۳۶۰ به آمریکا مهاجرت کرد و سال ۱۳۷۸ با مجوز سفری ۱۹ روزه به ایران آمد. پس از ورود اما گذرنامهاش را ۵ سال به او پس ندادند. نقش کوتاه او در «سرود تولد» حذف شد و با نام مستعار در چند اثر عروسکی صداپیشگی کرد. سالها بعد به ترکیه رفت و مقابل دوربین قرار گرفت. اما باز به ایران برگشت و سال ۱۳۹۹ درگذشت.

سعید کنگرانی در سال ۱۳۶۷، ایران را ترک کرد و ۱۶ سال از بازیگری دور ماند. او پس از بازگشت به ایران، در فیلم سینمایی «ازدواج به سبک ایرانی» (حسن فتحی- ۱۳۸۳) بازی کرد و قرار بود در «فرزند صبح» هم بازی کند. «ازدواج به سبک ایرانی» در سال ۱۳۸۳ میتوانست آغاز دوباره سعید کنگرانی باشد اما حاشیهای که از سالها دور با «در امتداد شب» همراهش شده بود پس از بازگشت نیز مانع ادامه فعالیتش شد. او سال ۱۳۹۷ با نمایش «نیرنگ و اورنگ» به صحنه بازگشت و قرار بود در «رقص روی شیشه» نیز بازی کند اما پیش از آغاز کار در ۶۶ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت.
در دوران ریاست جمهوری محمود احمدینژاد؛ دورانی که زمزمههایی درباره دعوت از برخی چهرههای شناختهشده برای بازگشت به ایران بیش از پیش شنیده شد حبیب محبیان (۱۳۹۵- ۱۳۲۶)، خواننده سرشناس موسیقی پاپ، پس از ۱۶ سال دوری به ایران بازگشت. حبیب سال ۱۳۸۸ پیش از بازگشت نامهای به ریاستجمهوری نوشته بود و محمود احمدینژاد نیز از معاون خود خواسته بود تحقق درخواستهای این خواننده و آهنگساز را برای تسریع روند بازگشت او پیگیری کند. بعدتر گفته شد یکی از قولها، «برگزاری کنسرت در ورزشگاه آزادی» بوده است. هرچند نهتنها کنسرت حبیب برگزار نشد، بلکه حتی نتوانست مجوز انتشار آلبوم دریافت کند. حبیب محبیان ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ بر اثر ایست قلبی در رامسر درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد.
عبدالله بوتیمار، سال ۱۳۸۹ به عشق بازگشت به بازیگری به ایران برگشت اما بیماریاش خیلی زود عود کرد و بهمن ۱۳۹۰ در تهران درگذشت. مرتضی عقیلی، در سال ۱۳۵۹، پس از ممنوع شدن فعالیتش، مهاجرت کرد. او از اواخر دهه ۷۰، سالها میان ایران، آمریکا و ترکیه در رفتوآمد بود تا سرانجام اسفند ۱۴۰۰ با پیگیری پرویز پرستویی در نمایش «فلزات چکشخوار» به کارگردانی آرش سنجابی روی صحنه رفت. راد در سال ۱۳۷۸ به ایران بازگشت. از میان چهرههایی که «مهاجرت معکوس»شان پس از اقامتی کوتاه در ترکیه اتفاق افتاد میتوان به رابعه اسکویی و هرمز سیرتی اشاره کرد.
به هر حال، بازگشت به وطن، چه براساس پیوند فرهنگی، چه احساسی و چه حتی سیاسی -طبعا و علیرغم هر انتقاد احتمالی ما نسبت به بخشی از وجوه شخصیتی سوژه- به معنای استفاده از حق طبیعی شهروندی است که هر انسانی باید برخوردار از آن باشد.
۵۹۲۴۲
نظرات کاربران