حضور حضرت رقیه در کربلا نماد مظلومیت و حقانیت قیام اباعبدالله (ع) بود
به گزارش خبرنگار مهر، واقعه عظیم عاشورا و نهضت جاودانه حضرت اباعبدالله الحسین (ع) صرفاً یک رویداد نظامی یا حماسه مردانه محدود به جغرافیای کربلا نبود، بلکه منشوری چندبعدی از ایثار، مظلومیت و حقانیت است که هر یک از اجزا و مراجع آن، پیامی عمیق را به پهنای تاریخ مخابره میکنند. در میان کاروان اسیران کربلا و در گذرگاه رنجآور کوفه تا شام، نام و حضور دختر خردسالی به چشم میخورد که با وجود سن کم، به یکی از بزرگترین سندهای زنده مظلومیت آلالله و رسواکننده حکومت بیدادگر بنیامیه تبدیل شد.
این شخصیت که در لسان مکرر شیفتگان و مورخان به نام حضرت رقیه (س) شهرت یافته است، نه تنها رمز عاطفی باورهای ولایی است، بلکه از منظر تحلیلهای تاریخی، شواهد روایی و آثار معنوی برآمده از بارگاه ملکوتیاش در دمشق، جایگاهی رفیع و غیرقابلانکار در منظومه معرفتی اسلام دارد. پرداختن به ابعاد وجودی این طفل خردسال، بازخوانی اسناد متقن تاریخی و واکاوی کرامات و معجزات ظهور یافته از مرقد شریفش، پنجرهای روشن برای درک حقیقت نهضت حسینی و نقش بیبدیل کودکان در افشای ماهیت ستمگران است.
اصالت هویت و جایگاه حضرت رقیه (س) در آینه اسناد و منابع تاریخی
یکی از مباحث محوری و در عین حال پربحث پیرامون حادثه عاشورا، بررسی اسناد تاریخی مرتبط با حضور فرزندان خردسال امام حسین (ع) بهویژه حضرت رقیه (س) است. در تاریخنگاری اسلامی، به دلیل شرایط بحرانی پس از جنگ و وجود جو شدید خفقان و سانسور سیستماتیک توسط مورخان جیرهخوار بنیامیه، بسیاری از وقایع ریز و درشت تبار حسینی با محدودیت در ثبت یا تغییر در جزئیات مواجه شد.
با این وجود، شواهد متعددی وجود دارد که خط بطلانی بر تردیدها میکشد. نام حضرت رقیه به عنوان دختری خردسال از امام حسین (ع)، هرچند در برخی از کتب مقتل قدیمی و مشهور مانند الارشاد شیخ مفید، اعلامالوری طبرسی یا کشفالغمه به صورت صریح و با همین عنوان دقیق در فهرست فرزندان ذکر نشده، اما عدم ذکر نام در چند کتاب به معنای نفی وجود عینی شخص نیست. در کتب تاریخی متعددی تصریح شده که امام حسین (ع) دختری کوچک داشتند که سرگذشت اسارت او در شام به وفاتش انجامید.
در تحلیل نامشناسی، بسیاری از محققان نظیر مرحوم شیخ علی فلسفی که در کتاب اختصاصی خود نام این بانو را در بیش از بیست کتاب معتبر ردیابی کرده است، معتقدند که «رقیه» نام اصلی یا انحصاری ایشان نبوده، بلکه طبق رسم عرب، به عنوان نام معروف یا لقبی محبتآمیز به کار میرفته است. در کتاب معالیالسبطین حائری صراحتاً آمده است که امام حسین (ع) دختر کوچکی داشتند که به نام رقیه نامیده میشد و سه سال سن داشت.
همچنین در جلد ۴۵ کتاب شریف بحارالانوار منقول است که حضرت زینب کبری (س) در کوفه، هنگامی که با سر مطهر برادر بر روی نیزهها مواجه شد، ابیاتی سوزناک قرائت کرد که در آن آمده است: «برادر جان! چقدر برای این دختر کوچکت فاطمه سخت است که پدرش را صدا بزند، ولی او جوابش را ندهد». این تعبیر نشان میدهد که شاید نام اصلی این طفل، فاطمه (صغری) بوده و به رقیه شهرت داشته است.
علاوه بر این، از قدیمیترین و محکمترین اسناد نویافته که پیشینه تاریخی این بانو را به قرن دوم هجری و عصر امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) متصل میکند، قصیده سوزناک «سیف بن عمیره» است. سیف بن عمیره از اصحاب بزرگ و ثقه امامین صادق و کاظم (ع) و از راویان زیارت مشهور عاشورا است که رجالشناسان بزرگی چون شیخ طوسی در فهرست، نجاشی در رجال، علامه حلی در خلاصةالاقوال و علامه مجلسی به وثاقت کامل او تصریح کردهاند.
وی در قصیده بلند و پرمفهوم خود، دو بار به طور صریح از نام «رقیه» در کنار نامهای سکینه و زینب یاد کرده است؛ دلیلی قاطع بر اینکه مفهوم و نام حضرت رقیه در لسان اصحاب ائمه طاهرین در قرون اولیه اسلام امری کاملاً شناختهشده و مسلم بوده است. همچنین در کتاب السنی فی قتل اولاد النبی (ص) که نسخه خطی آن گزارشگر وقایع دربار یزید است، به وجود دختر خردسالی در میان اسرا اشاره شده که ماجرای شهادتش کاملاً با روایت مشهور انطباق دارد. به این ترتیب، توجه به این اسناد نشان میدهد که وجود تاریخی این دختر گرامی، پیشینهای کهن و استوار در پهنه قرون دارد و تردیدافکنی در آن ناشی از عدم تتبع جامع در متون تاریخی است.
نماد مظلومیت، حقانیت و حجیتبخشی به قیام اباعبدالله (ع)
حضور کودکان و نوجوانان در قیام کربلا و به دنبال آن در مسیر اسارت، دارای کارکردی راهبردی در اثبات بیرحمی و قساوت قلب دستگاه بنیامیه بود. حضرت رقیه (س) به عنوان طفلی سه یا چهار ساله، عالیترین نماد مظلومیت و حقانیت نهضت حسینی است.
هنگامی که از علت بیعت نکردن امام حسین (ع) با یزید سخن به میان میآید، پاسخ امام روشن و قاطع است؛ یزید مردی فاسق، شرابخوار و قاتل انسانهای بیگناه است. برای رسوایی حکومتی که مدعی جانشینی پیامبر (ص) بود، چه سندی محکمتر و گویاتر از فاجعهآفرینی علیه کودکانی که هیچ نقشی در محاسبات قدرت، سیاست و جنگ نداشتند؟
حاکمیتی که به طفل ششماهه رحم نمیکند و در برابر گریه و نالههای شبانه یک دختر سه ساله یتیم در سوگ پدر، به جای دلجویی و نوازش، سر بریده و خونین پدرش را برای او به عنوان هدیه میفرستد، حکومتی ساقط، فاسد و عاری از هرگونه مشروعیت است.
حضور حضرت رقیه (س) در خرابه شام و نحوه وفات شهادتگونه او، به بهترین نحو ممکن مظلومیت آلالله را به نمایش گذاشت و مشروعیت پوشالی بنیامیه را در مرکز خلافتشان به چالش کشید. اگر امام حسین (ع) خانواده و فرزندان خود را به این سفر پرمخاطره آوردند، در عمل تکتک این افراد به حجتهای الهی برای افشای ستمگری تبدیل شدند.
آسیبهای جسمی و روحی فراوانی که در طول سفر از کربلا تا کوفه و از آنجا تا شام بر پیکر نحیف این دختر خردسال وارد شد، تازیانهها، بیابانهای داغ، پیادهرویهای طولانی و در نهایت مواجهه با سر بریده پدر، زنجیرهای از جنایات را رقم زد که قلب هر انسان آزادهای را به درد میآورد. این شهادت مظلومانه، جریان کربلا را از یک حادثه بیابانی محصور، به یک بیدارباش دائمی در قلب پایتخت امویان تبدیل کرد و سبب شد که حرارت محبت به سیدالشهدا (ع) و نفرت از قاتلان او در طول تاریخ هرگز فروکش نکند.
آرامگاه و مرقد شریفی که امروز در محله عماره دمشق، واقع در شمال شرقی مسجد جامع اموی، به عنوان حرم حضرت رقیه (س) شناخته میشود، طی قرون متمادی کانون توجه، زیارت و ارادت شیعیان و مسلمانان جهان بوده است.
عمارتهای ساختهشده بر این مزار مقدس، تحولات و بازسازیهای متعددی را در قرنهای هشتم، یازدهم، سیزدهم و چهاردهم هجری به خود دیده است که آخرین توسعه بزرگ و باشکوه آن در سال ۱۴۰۵ هجری قمری (۱۳۶۴ هجری شمسی) توسط ایران انجام گرفت و زیارتگاهی وسیع و باابهت برای عاشقان اهلبیت فراهم آورد. این مکان ملکوتی صرفاً یک بنای معماری یا مقبره تاریخی نیست، بلکه به گواهی بزرگان دین و مجاوران، کانونی از معجزات، کرامات و تجلیات غیبی الهی است که حقانیت و اتصال این مزار به منبع وحی را تایید میکند.
نظرات کاربران