ماجرای کتاب دیده نشده مشروطیت/«مقیم و مسافر» مشروطه را چگونه می دید؟
به گزارش خبرنگار مهر، انقلاب مشروطیت ایران در اوایل سده چهاردهم هجری خورشیدی، نقطهعطفی بنیادین و سرنوشتساز در تاریخ سیاسی، اجتماعی و اندیشگی معاصر ایران بهشمار میرود. این جنبش ملی و دینی که با هدف مهار استبداد قاجاری، برپایی حاکمیت قانون، تاسیس مجلس شورای ملی و حفظ استقلال کشور شکل گرفت، پاسخ متفکران و رهبران جامعه به بحرانهای عمیق ساختاری، انحطاط سیاسی و نفوذ روزافزون استعمار خارجی بود. بررسی ابعاد گوناگون مشروطیت، فرآیندی پیچیده از تکاپوی اندیشهای، چالشهای گفتمانی، نقشآفرینی روحانیت شیعه و نهایتاً تحولات ساختاری پس از آن را آشکار میسازد.
زمینه و انگیزههای پیدایش نهضت مشروطه در ساختار سیاسی-اجتماعی ایران عصر قاجار ریشه داشت. جامعه ایران در این دوران با فساد اداری، عدم امنیت جانی و مالی، جور حکام محلی و وابستگی اقتصادی به قدرتهای بیگانه مواجه بود. احساس نیاز به گذر از حکومت استبداد فردی به سوی یک نظام مبتنی بر «مشروطیت» و «قانونمداری»، نه تنها در میان روشنفکران تحصیلکرده غرب، بلکه در بطن نهاد مرجعیت و روحانیت شیعه نیز شکل گرفت. اندیشهورزان و علما درک کردند که جهت حفظ کیان جامعه اسلامی و جلوگیری از اضمحلال کشور، مهار قدرت حاکمه از طریق تأسیس مجلس و وضع قوانین موضوعه، ضرورتی حیاتی است.
یکی از مهمترین ابعاد انقلاب مشروطه، حیات سیاسی و اندیشگی روحانیت شیعه و تلاش آنان برای صورتبندی مفاهیمی چون «مشروطه اسلامی» بود. در این دوره، جریانهای متعدد حوزوی و علمای بزرگ وارد کارزار سیاسی و نظری شدند. علمایی مانند علامه محمدحسین نائینی در رساله معروف «تنبیهالأمة و تنزیه الملة» و آیتالله حاجآقا نورالله اصفهانی در رساله ماندگار «مقیم و مسافر»، تلاش کردند تا با استناد به منابع فقهی و کلامی شیعه، نسبت میان آموزههای دینی و مفاهیم نوین سیاسی همچون قانونگرایی، آزادی، برابری، پارلمانتاریسم و عدالتخواهی را تبیین نمایند.
در این میان، رساله «مقیم و مسافر» نوشته حاجآقا نورالله اصفهانی یکی از اصیلترین متون اندیشه سیاسی دوره گذار محسوب میشود. او که جنبش مشروطهخواهی در منطقه اصفهان و بختیاری را هدایت میکرد و نفوذ اجتماعی گستردهای داشت، اندیشههای خود را در قالب گفتوگویی فرضی میان دو شخصیت («مقیم» به عنوان فردی بومی، اهل نظر و منتقد غربیسازی، و «مسافر» یا آمیرزا مهدی به عنوان عالمی مذهبی و آگاه) تدوین نمود. حاجآقا نورالله اصفهانی در این رساله کوشید تا ثابت کند که مشروطهخواهی و نفی استبداد نه تنها مغایرتی با کتاب و سنت ندارد، بلکه ذات حکومت دینی بر پایه مشورت، عدالت و نفی ظلم استوار است. او با تبیین ایده «مشروطه اسلامی»، بر این باور بود که قانونگذاری در مجلس شورای ملی باید در چارچوب احکام اسلامی و با نظارت مجتهدان صورت گیرد تا مانع از انحراف نظام سیاسی به سمت بیدینی یا استبداد جدید گردد.
در سطح عالی مرجعیت شیعه، مراجع بزرگ نجف اشرف از جمله آیتالله آخوند خراسانی، آیتالله میرزا حسین تهرانی و آیتالله شیخ عبدالله مازندرانی نقش بیبدیلی در پشتیبانی دینی و مشروعیتبخشی به نهضت مشروطه ایفا کردند. آنان برپایی مجلس شورای ملی و محدود کردن قدرت شاه را به عنوان تکلیفی شرعی برای دفع ظلم و مهار تعدی ظالمان قلمداد نموده و فتاوای متعددی در حمایت از مجاهدان مشروطه صادر کردند. از دیدگاه این علمای برجسته، نظام مشروطه هرچند حکومت معصوم (ع) نبود، اما به دلیل تقلیل ظلم و جایگزینی ضوابط قانونی به جای تمایلات شخصی حاکم، بهترین قالب ممکن در دوران غیبت برای اداره امور عمومی بهشمار میرفت.
با این حال، نهضت مشروطه در مسیر تحقق اهداف خود با چالشها و شکافهای عمیق نظری و عملی روبهرو شد. مهمترین شکاف درونگفتمانی، اختلاف نظر میان جریانهای مختلف علما و روشنفکران درباره کیفیت نظام جدید بود. شیخ فضلالله نوری و طیفی از علما با ابراز نگرانی از غربگرایی و نفوذ مفاهیم سکولار در قوانین موضوعه، طرح «مشروطه مشروعه» را مطرح ساختند و خواستار انطباق کامل مصوبات مجلس با احکام شرع مقدس شدند. از سوی دیگر، جریانهایی و برخی روشنفکران، مشروطه را کاملاً به معنای الگوبرداری از ساختارهای سیاسی مدرن اروپایی میدیدند. این گسست فکری، اندکی پس از پیروزی اولیه و تدوین متمم قانون اساسی، به تیرگی روابط میان مجاهدان و انشعاب در صفوف مشروطهخواهان انجامید.
علاوه بر چالشهای اندیشهای، فرآیند مشروطیت با موانع ساختاری، مداخلههای آشکار قدرتهای استعماری (روس و انگلیس) و بیثباتی سیاسی مواجه گشت. نفوذ کانونهای وابسته، ظهور آشفتگیهای اجتماعی، ترور شخصیتهای برجسته و مداخله نظامی روسیه که به کودتا، به توپ بستن مجلس و دوران استبداد صغیر انجامید، زمینه را برای ناکامیهای بعدی فراهم ساخت. این چالشها در نهایت سبب شد که آرمانهای اصلی مشروطه مانند آزادی، عدالتخانه و استقلال کامل بهطور کامل تحقق نیابد و کشور در مسیر گذر به عصر نوسازی آمرانه و حکومت پهلوی قرار گیرد.
در تحلیل نهایی، مشروطیت را باید نقطه گذار اندیشه سیاسی در ایران دانست. این نهضت توانست ساختار سنتگرای مطلقهگرایی را فرو بریزد و ادبیات نوینی بر پایه قانونخواهی، مسئولیتپذیری حکومت، مشارکت مردمی و نظارت بر قدرت وارد جامعه ایرانی کند. میراث گرانبهای اندیشمندانی همچون علامه نائینی و حاجآقا نورالله اصفهانی، نشاندهنده پویایی فقه سیاسی شیعه در مواجهه با متغیرهای دنیای جدید و ارائه الگویی بومی از تفکر سیاسی است؛ الگویی که بر پایبندی به اصول دینی در عین بهرهگیری از دستاوردهای خردگرایانه بشر در مدیریت جامعه تاکید میورزید.
نظرات کاربران