رویای مشترک ملی از طریق گفتگو ساخته می‌شود/چطور به توسعه ایرانی برسیم؟

خبرگزاری مهر-دین، حوزه و اندیشه-سینا سفالگر: توسعه در تجربه بسیاری از کشورهای موفق، صرفا حاصل انباشت سرمایه، پیشرفت فناوری یا اجرای چند برنامه اقتصادی نبوده بلکه پیش از هر چیز به یک توافق جمعی درباره مقصد نیاز داشته است. جوامعی که توانسته‌اند مسیر رشد را طی کنند، معمولا تصویری کم‌ و بیش مشترک از آینده خود ساخته‌اند. تصویری که در آن شهروندان، نهادها و تصمیم‌گیران می‌دانند به دنبال چه نوع جامعه‌ای هستند و چه ارزش‌هایی باید در مسیر رسیدن به آن حفظ شود. در مقابل، جامعه‌ای که در تعریف آینده خود دچار شکاف عمیق باشد، انرژی زیادی را صرف مناقشه بر سر گذشته می‌کند و فرصت‌های توسعه را از دست می‌دهد.

ایران امروز در شرایطی قرار دارد که بسیاری از کارشناسان، مساله اصلی را نه کمبود ظرفیت‌های انسانی و طبیعی، بلکه نبود یک روایت مشترک از آینده می‌دانند. پرسش اساسی این است که آیا ایرانیان با وجود تفاوت‌های فکری، فرهنگی و سیاسی، می‌توانند بر سر تصویری مشترک از یک ایران ثروتمند، آزاد و مستقل، توسعه‌یافته و برخوردار از رفاه عمومی به توافق برسند؟ برای بررسی این موضوع، با سعیده اسکندری تحلیلگر و کارشناس حوزه اقتصاد سیاسی گفتگو کرده ایم.

*معمولا گفته می‌شود توسعه زمانی آغاز می‌شود که یک ملت بر سر تصویر مشترکی از آینده توافق کند. این گزاره تا چه اندازه درباره ایران صدق می‌کند؟

توسعه قبل از اینکه یک پروژه عمرانی یا اقتصادی باشد، یک پروژه اجتماعی است. جامعه باید بداند قرار است به کجا برود. البته منظور از تصویر مشترک این نیست که همه افراد جامعه دقیقا یکسان فکر کنند یا اختلاف نظر وجود نداشته باشد. هیچ جامعه توسعه‌یافته‌ای بدون اختلاف نیست. مساله این است که اختلاف‌ها درون یک چارچوب مشترک مدیریت شوند.

برای مثال، ممکن است در یک کشور گروه‌های سیاسی مختلف بر سر سیاست‌های مالیاتی، نظام آموزشی یا روابط خارجی اختلاف داشته باشند، اما در یک موضوع بنیادی توافق دارند: اینکه جامعه باید به سمت رفاه بیشتر، قانون‌گرایی و افزایش کیفیت زندگی حرکت کند. این توافق پایه‌ای اجازه می‌دهد رقابت‌ها به جای تخریب، به تولید راه‌حل منجر شود.

*آیا ایران امروز چنین تصویر مشترکی از آینده دارد؟

به نظر من ایران در سطح آرزوهای کلی، اشتراکات زیادی دارد. اگر از مردم پرسیده شود که چه آینده‌ای برای کشور می‌خواهند، بسیاری از پاسخ‌ها نزدیک به هم خواهد بود: زندگی با رفاه بیشتر، اقتصاد باثبات، فرصت‌های برابر، امنیت، احترام اجتماعی و امکان پیشرفت برای فرزندان. مشکل از جایی آغاز می‌شود که از مرحله آرزوهای کلی وارد تعریف جزئیات می‌شویم.

یعنی ممکن است همه بگویند «ایران توسعه‌یافته می‌خواهیم»، اما درباره اینکه توسعه‌یافتگی دقیقا چه معنایی دارد، اختلاف وجود دارد. برای یک گروه، توسعه بیشتر با رشد اقتصادی و قدرت ملی تعریف می‌شود. برای گروهی دیگر، آزادی‌های اجتماعی و حقوق شهروندی اهمیت بیشتری دارد. گروهی هم بر عدالت اقتصادی تاکید می‌کند. چالش اصلی این است که آیا می‌توان میان این مولفه‌ها یک ترکیب متوازن ساخت یا نه.

*برخی معتقدند جامعه ایران بیش از اندازه درگیر چالش های گذشته است و باید از آن چالش ها عبور کند. آیا این نگاه درست است؟

هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند گذشته خود را حذف کند. گذشته بخشی از هویت جمعی است و اتفاقا شناخت درست گذشته برای جلوگیری از تکرار خطاها ضروری است. اما تفاوت بزرگی میان «یادگیری از گذشته» و «زندگی در گذشته» وجود دارد.وقتی جامعه‌ای تمام انرژی خود را صرف بازتولید چالش های گذشته کند، آینده قربانی می‌شود. توسعه نیازمند نگاه رو به جلو است. کشورهایی که توانسته‌اند جهش کنند، معمولا پس از دوره‌هایی از بحران، به نقطه‌ای رسیده‌اند که تصمیم گرفته‌اند درباره آینده بیشتر از گذشته گفت‌وگو کنند.

*آیا در ایران رسیدن به چنین توافقی دشوار شده است؟

بخشی از مساله به تجربه‌های تاریخی، بحران‌های سیاسی و بی‌اعتمادی میان گروه‌های مختلف اجتماعی بازمی‌گردد. وقتی گروه‌های مختلف احساس کنند که در ساختن آینده سهمی ندارند، طبیعی است که به جای همکاری، وارد رقابت‌های فرسایشی شوند.

از سوی دیگر، توسعه نیازمند اعتماد است. سرمایه اجتماعی یعنی اینکه مردم، نهادها و گروه‌های مختلف باور داشته باشند همکاری با یکدیگر امکان‌پذیر و نتیجه‌بخش است. اگر این اعتماد کاهش پیدا کند، حتی بهترین برنامه‌های اقتصادی هم با مشکل مواجه می‌شوند.ایران از نظر منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی و سرمایه انسانی ظرفیت‌های بزرگی دارد. اما منابع به تنهایی توسعه ایجاد نمی‌کنند. کشورهای زیادی در جهان منابع فراوان داشته‌اند، اما به دلیل ضعف نهادها و نبود هماهنگی اجتماعی نتوانسته‌اند مسیر توسعه پایدار را طی کنند.توسعه زمانی اتفاق می‌افتد که منابع، دانش، مدیریت و اعتماد اجتماعی در یک جهت قرار بگیرند. اگر جامعه‌ای نداند مقصد چیست، حتی با داشتن امکانات زیاد هم ممکن است در مسیرهای متناقض حرکت کند.

*آیا تفاوت دیدگاه‌های سیاسی و فرهنگی در ایران مانع داشتن یک رویای مشترک است؟

خیر. تفاوت دیدگاه الزاما مانع توسعه نیست. اتفاقا جامعه پویا جامعه‌ای است که در آن اندیشه‌های مختلف حضور دارند. مساله زمانی ایجاد می‌شود که اختلاف نظر به حذف طرف مقابل تبدیل شود. یک جامعه بالغ یاد می‌گیرد که می‌توان بر سر اصول پایه توافق داشت و در روش‌ها رقابت کرد. ممکن است افراد درباره راه رسیدن به توسعه نظرهای متفاوتی داشته باشند، اما اگر بر سر اهمیت آموزش، اقتصاد کارآمد، مبارزه با فساد، قانون‌گرایی و حفظ کرامت انسان توافق کنند، امکان حرکت مشترک فراهم می‌شود.

*اگر بخواهیم یک تصویر مشترک از آینده ایران بسازیم، این تصویر باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

به نظر من چند عنصر باید در مرکز این تصویر قرار بگیرد. نخست، ایران باید کشوری باشد که شهروندانش احساس کنند آینده بهتری در انتظار آنهاست. دوم، اقتصاد باید بتواند فرصت ایجاد کند و افراد بر اساس توانایی و تلاش خود امکان پیشرفت داشته باشند. سوم، رابطه مردم و نهادهای حکمرانی باید بر پایه اعتماد و مسوولیت متقابل شکل بگیرد.

همچنین باید بپذیریم که توسعه فقط افزایش درآمد ملی نیست. کیفیت زندگی، محیط زیست، آموزش، سلامت، امنیت روانی و احساس تعلق اجتماعی هم بخش مهمی از توسعه هستند.

*نقش نخبگان، رسانه‌ها و دانشگاه‌ها در ایجاد این تصویر مشترک چیست؟

بسیار مهم است. جامعه نیازمند گفت‌وگوهای جدی درباره آینده است. رسانه‌ها نباید فقط محل بازتاب اختلافات باشند. باید فضایی برای شنیدن دیدگاه‌های مختلف درباره راه‌حل‌ها ایجاد کنند. دانشگاه‌ها نیز باید به جای صرفا نقد وضعیت موجود، در طراحی مسیرهای آینده نقش فعال‌تری داشته باشند. نخبگان سیاسی و اجتماعی هم مسئولیت دارند زبان گفت‌وگو را تقویت کنند. جامعه‌ای که مدام به مردم یادآوری کند چرا با هم اختلاف دارند، نمی‌تواند به راحتی برای آینده همکاری کند.

*برخی می‌گویند پیش از توسعه باید مشکلات سیاسی حل شود و برخی دیگر معتقدند توسعه اقتصادی می‌تواند زمینه حل مشکلات دیگر را فراهم کند. نظر شما چیست؟

این دو موضوع از هم جدا نیستند. توسعه یک فرآیند چندبعدی است. اقتصاد، سیاست، فرهنگ و جامعه بر یکدیگر اثر می‌گذارند. نمی‌توان انتظار داشت فقط با اصلاح یک بخش، همه مشکلات حل شود. اما یک اصل مهم وجود دارد: جامعه باید بتواند درباره اولویت‌ها گفت‌وگو کند. وقتی مسائل اصلی شناسایی شوند و انرژی کشور به جای منازعه دائمی صرف حل مساله شود، مسیر تغییر آغاز می‌شود.

*در نهایت، آیا ایران می‌تواند به یک رویای مشترک دست پیدا کند؟

به باور من بله، اما این اتفاق خود به‌ خود رخ نمی‌دهد. رویای مشترک ساخته نمی‌شود مگر از طریق گفت‌وگو، پذیرش تفاوت‌ها و تمرکز بر منافع بلندمدت. ایران جامعه‌ای با تاریخ، فرهنگ و ظرفیت‌های بزرگ است. مساله اصلی این نیست که مردم هیچ تصویر مشترکی از آینده ندارند. بلکه این است که هنوز نتوانسته‌اند این تصویر را به یک توافق اجتماعی روشن تبدیل کنند. آینده زمانی ساخته می‌شود که جامعه از پرسیدن اینکه «چه کسی مقصر گذشته است؟» بیشتر به این پرسش برسد که «برای ساختن آینده چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟» توسعه از جایی آغاز می‌شود که یک ملت نه لزوما همه شبیه هم فکر کنند، بلکه بتوانند با وجود تفاوت‌ها، بر سر مقصدی مشترک تفاهم کنند.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم مجله فارسی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + یک =