اگر صلح امام حسن(ع) نبود هسته مرکزی نخبگان تشیع همه به شهادت می‌رسیدند

خبرگزاری مهر-دین، حوزه و اندیشه-عصمت علی آبادی: امروز سالروز شهادت امام مجتبی(ع) است.شخصیت امام حسن مجتبی (ع) از درخشان‌ترین و در عین حال مظلوم‌ترین چهره‌های تاریخ اسلام است؛ امامی که عظمت علمی، کرامت اخلاقی، تدبیر سیاسی و صبر تاریخی ایشان، کمتر از آنچه شایسته است در افکار عمومی بازخوانی شده است. زندگانی آن حضرت، به‌ویژه در ماجرای صلح با معاویه، عرصه‌ای روشن برای فهم عمیق‌تر از امامت، حفظ کیان اسلام و نسبت میان مصلحت الهی و کنش سیاسی معصوم است. بازخوانی این سیره نورانی، نه فقط برای شناخت یک مقطع تاریخی، بلکه برای فهم منطق بصیرت و تدبیر در تاریخ اهل‌بیت (ع) ضرورتی جدی دارد.

در گفتگو با سعید طاووسی مسرور، تلاش شده است ابعاد مختلف حیات سیاسی و اجتماعی امام حسن (ع) با نگاهی تحلیلی و مستند بررسی شود که حاصل آن در ادامه تقدیم می شود:

اگر صلح امام حسن(ع) نبود،هسته مرکزی نخبگان تشیع همه به شهادت می‌رسیدند

*برخی صلح امام حسن (ع) را در تضاد با قیام امام حسین (ع) می‌بینند؛ ریشه‌های مشترک این دو حرکت در حفظ کیان اسلام چه بود؟

نگاه سطحی به تاریخ تشیع، گاه به اشتباه نوعی دوگانگی رفتار سیاسی میان امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را برداشت می‌کند؛ در حالی که از منظر کلام شیعی، هر دو امام نور واحدی هستند که بر اساس تکالیف الهی و مقتضیات زمانه خود عمل کرده‌اند. صلح امام حسن (ع) و قیام امام حسین (ع) دو روی یک سکه در استراتژی صیانت از اسلام ناب محمدی هستند. پیامبر اکرم (ص) پیشاپیش با فرموده تاریخی خود مبنی بر اینکه حسن و حسین هر دو امام هستند، چه قیام کنند و چه صلح نمایند، مشروعیت و ریشه مشترک تصمیمات این دو بزرگوار را برای امت اسلامی پایه‌گذاری کردند.

اگر صلح امام حسن (ع) رخ نمی‌داد و جنگ با معاویه تا مرز نابودی کامل جبهه حق پیش می‌رفت، هسته مرکزی و نخبگان جریان تشیع که حافظان واقعی سنت پیامبر (ص) بودند، همگی در میدان جنگ شهید می‌شدند. امام حسن (ع) با فدا کردن آبروی ظاهری خود در میان مردم، جانِ صحابه وفادار و شیعیان خالصی چون حجر بن عدی و میثم تمار را حفظ کردند. همین بقای شیعیان بود که هسته اولیه و کادرسازی لازم را برای قیام کربلا در سال شصت و یک هجری فراهم آورد و بدون صلح حسنی، یاران حسین در عاشورا وجود خارجی نداشتند.

*تفاوت اصلی چه بود؟

تفاوت اساسی شرایط دو امام در نوع مواجهه با دشمن بود؛ معاویه چهره‌ای نفاق‌آمیز داشت که با نقاب دین‌داری، ساخت مسجد و غیره توده‌های مردم شام را فریفته بود، در حالی که یزید علناً تظاهر به فسق و فجور می‌کرد. جنگ با معاویه در آن مقطع تاریخی نمی‌توانست حقانیت اهل‌بیت را ثابت کند، زیرا معاویه با ابزارهای تبلیغاتی خود، جنگ را یک اختلاف خانوادگی یا سیاسی جلوه می‌داد. اما صلح امام حسن (ع) فرصتی تاریخی فراهم کرد تا نقاب از چهره معاویه برداشته شود و ماهیت واقعی امویان عیان گردد.

امام مجتبی (ع) در متن صلح‌نامه شروطی را گنجاندند که عملاً معاویه را در بن‌بست اخلاقی و حقوقی قرار داد؛ از جمله عدم تعیین جانشین و در امان بودن اصحاب و شیعیان امام علی (ع). نقض عهد صریح این شروط توسط معاویه پس از تسلط بر حکومت، به جامعه اسلامی نشان داد که بنی‌امیه به هیچ عهد و پیمانی پایبند نیستند. این قانون‌شکنی آشکار، مشروعیت امویان را در ذهن جامعه فرو ریخت و راه را برای مشروعیت‌بخشی به قیام خونین امام حسین (ع) هموار کرد.

در واقع، صلح امام حسن (ع) مرحله مقدماتی، نرم‌افزاری و معرفت‌شناختی نهضت عاشورا بود. بدون صلح مجتبوی، قیام عاشورا در تاریخ به عنوان شورشی بی‌سرانجام و قدرت‌طلبانه ثبت و تحلیل می‌شد. حلم حسنی به جامعه اسلامی فرصت تفکر، مقایسه و بیداری داد تا ده سال بعد، وقتی یزید به قدرت رسید، جامعه تشنه اصلاحات باشد و قیام کربلا به عنوان نماد تقابل مطلق حق و باطل در پهنه تاریخ جاودانه گردد.

بنابراین، این دو راهبرد نه تنها در تضاد با یکدیگر نبودند، بلکه مکمل تاریخی یکدیگر به شمار می‌رفتند؛ غایت هر دو تصمیم، نجات توحید از مسخ اموی بود. امام حسن (ع) با سکوت قهرمانانه خود بقای اسلام را تضمین کرد و امام حسین (ع) با خون پاک خود حیات مجدد آن را امضا نمود. اگر امام حسین (ع) در زمان معاویه و شرایط امام حسن (ع) بود، قطعاً صلح می‌کرد و اگر امام حسن (ع) در زمان یزید زیست می‌کرد، راهی جز قیام مسلحانه برنمی‌گزید.

*صلح امام حسن (ع) چه تاثیری در افشای چهره واقعی نفاق اموی داشت؟

مبارزه با نفاق همواره دشوارتر از جهاد با کفر صریح است؛ چرا که جریان نفاق با استفاده از شعائر دینی، افکار عمومی را به انحراف می‌کشاند. بنی‌امیه و در رأس آن‌ها معاویه، با ظاهرسازی‌های مذهبی توانسته بودند خود را مدافع اسلام و خون‌خواه خلیفه مقتول نشان دهند. در چنین شرایطی، هرگونه برخورد نظامی مستقیم از سوی امام حسن (ع)، متهم به ایجاد تفرقه در امت اسلامی می‌شد و حقیقت پشت پرده حکومت شام برای توده‌ها پنهان می‌ماند.

بزرگ‌ترین ضربه صلح به مشروعیت معاویه، بلافاصله پس از امضای عهدنامه در منطقه نخیله رخ داد. معاویه در خطبه رسمی خود صراحتاً اعلام کرد که من با شما نجنگیدم که نماز بخوانید و روزه بگیرید، بلکه جنگیدم تا بر شما حکومت کنم؛ و هر شرطی که با حسن بن علی بسته‌ام، زیر پا می‌گذارم. این اعتراف علنی و بی‌پرده، نقطه عطفی بود که نقاب تقدس و خلافت اسلامی را از چهره او فرو انداد و او را به عنوان یک پادشاه غاصب و قدرت‌طلب معرفی کرد.

پس از صلح، سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت اموی شدت گرفت؛ شیعیان امیرالمؤمنین (ع) تحت تعقیب قرار گرفتند، بیت‌المال غارت شد و جعل احادیث برای مشروعیت‌بخشی به بنی‌امیه آغاز شد.

تشییع جنازه امام حسن مجتبی (ع) و ممانعت از دفن ایشان در جوار مرقد پیامبر اکرم (ص)، یکی از تاریک‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین صفحات تاریخ اسلام است. تیرباران تابوت امام مجتبی (ع)، نه تنها نقض آشکار قوانین اخلاقی و عربی پیش از اسلام بود، بلکه جسارتی بی‌سابقه به پاره تن رسول خدا (ص) به شمار می‌رفت که عمق کینه انباشته‌شده بنی‌امیه و هم‌پیمانانشان را نسبت به خاندان وحی آشکار ساخت.

تحریکات مروان بن حکم و همراهی عایشه در ممانعت از تدفین امام در کنار قبر پیامبر (ص)، ریشه در حسادت‌ها و عقده‌های فروخورده تاریخی داشت. مروان که نماینده تام‌الاختیار تفکر اموی در مدینه بود، با شعار سیاسیِ چرا عثمان باید در خارج بقیع دفن شود و حسن(ع) در کنار پیامبر، تلاش کرد تا تطهیر چهره عثمان را بهانه‌ای برای انتقام‌جویی از خاندان علی (ع) قرار دهد.

تصویر تابوتی که آماج تیرها قرار می‌گیرد، تصویری است جانسوز که نشان می‌دهد کینه دشمنان اهل‌بیت (ع) حتی با وفات آنان نیز فروکش نمی‌کند. اصابت بیش از هفتاد چوبه تیر به تابوت امام گواه آن است که دشمنان می‌خواستند با این اقدام، اقتدار ظاهری خود را به رخ شیعیان بکشند و تحقیر خاندان رسالت را تا آخرین لحظه ممکن ادامه دهند.

*امام حسین (ع) در این موقعیت چه کردند؟

در این موقعیت بحرانی، امام حسین (ع) و یارانشان با وجود غیرت و خشم انقلابی، به وصیت برادر بزرگوار خود پایبند ماندند. امام حسن (ع) پیش‌بینی کرده بودند که بنی‌امیه دست به آشوب خواهند زد، لذا وصیت فرمودند که اگر دیدی مانع شدند، برای جلوگیری از خونریزی، جنازه مرا در بقیع دفن کنید. امام حسین (ع) با مهار خشم یاران و کشیدن تیرها از تابوت برادر، صبری تاریخی پیشه کردند تا نشان دهند صلح حسنی همچنان پس از مرگ او نیز استمرار دارد.

این جنایت هولناک، به روشنی ثابت کرد که حاکمان وقت مدینه و بنی‌امیه هیچ احترامی برای سنت پیامبر (ص) و جایگاه رفیع اهل‌بیت (ع) قائل نیستند. تیرباران تابوت نوه پیامبر، بازگشت آشکار جامعه به خوی جاهلیت پیش از اسلام و انتقام‌جویی بدر و حنین بود که سال‌ها بعد خود را در فاجعه کربلا نیز به شکلی عریان‌تر نشان داد.

در تحلیل نهایی، تیرباران تابوت امام حسن (ع) نشان داد که دشمنان نه تنها با شخص امام، بلکه با اندیشه و مکتب او دشمنی دارند. بقیع با پذیرش پیکر مطهر امام مجتبی (ع)، به نماد مظلومیت ابدی شیعه تبدیل شد. این حادثه، خط بطلانی بر ادعای عدالت‌خواهی بنی‌امیه کشید و چهره خشن و کینه‌توز آن‌ها را برای همیشه تاریخ ثبت و ضبط کرد.

یکی از جانسوزترین ابعاد غربت امام مجتبی (ع)، مواجهه ایشان با طعنه‌ها و توبیخ‌های شیعیان افراطی و بی‌بصیرت پس از واقعه صلح بود. برخی از یاران نزدیک حضرت مانند سفیان بن ابی لیلی با خطاب‌های تند و گزنده‌ای همچون خوارکننده مؤمنان به محضر امام جسارت می‌کردند. امام مجبور بودند صبورانه بار این تهمت‌ها و زخم زبان‌های خودی‌ها را به دوش بکشند و برای تک‌تک آن‌ها علل حفظ اسلام را تبیین کنند.

پس از بازگشت به مدینه، امام مجتبی (ع) در یک انزوای تحمیلی سیاسی قرار گرفتند. جاسوسان معاویه تمام رفت‌وآمدهای خانه امام را زیر نظر داشتند. یاران واقعی حضرت انگشت‌شمار بودند و اکثر مردم از ترس قطع شدن حقوق خود از بیت‌المال شام، از نزدیک شدن به امام پرهیز می‌کردند. این غربت و تنهایی در فضای خفقان‌زده مدینه، تنهایی مضاعفی را بر روح مطهر امام تحمیل می‌کرد.

مظلومیت امام حسن (ع) حتی به فضای مساجد نیز کشیده شده بود. به دستور مستقیم معاویه، سب و دشنام به پدر بزرگوارشان، امیرالمؤمنین علی (ع)، بر روی منابر به یک سنت رسمی تبدیل شده بود و امام مجتبی (ع) ناچار بودند آگاهانه شنونده این دشنام‌های سازمان‌یافته به ساحت ولایت باشند، در حالی که یاران اندک ایشان توان مقابله با این جریان انحرافی را نداشتند.

غربت امام حسن (ع) به دیوارهای خانه ایشان نیز نفوذ کرده بود. برای یک انسان، خانه معمولاً محل آرامش و تسکین دردهای بیرونی است؛ اما امام حسن (ع) در داخل خانه خود نیز امنیت نداشتند. حضور همسری چون جعده که دست‌نشانده و وسوسه‌شده توسط توطئه‌های معاویه بود، خانه امام را به قتلگاه پنهان ایشان تبدیل کرد و مظلومیت بی‌نظیری را رقم زد که در تاریخ بشریت کم‌نظیر است.

لقب غریب مدینه شناسنامه مظلومیت بی مرز امام حسن مجتبی (ع) است. غربت ایشان، غربتِ فهمیده نشدن بود؛ غربتِ رهبری عظیمی که تصمیم استراتژیکش برای نجات اسلام، توسط یارانش تحقیر شد و توسط دشمنانش به عنوان نقطه ضعف تعبیر گردید. این مظلومیت تاریخی تا امروز نیز در بقیعِ بی‌سایبان و غریب، با دلسوختگان سخن می‌گوید.

*شهادت ایشان به دست نزدیک‌ترین فرد (همسرشان) حاوی چه پیام‌هایی درباره نفوذ جبهه باطل در بیت ولایت است؟

ترور امام حسن (ع) به دست همسرش جعده دختر اشعث بن قیس، فراتر از یک جنایت خانوادگی، یک نقشه دقیق امنیتی از سوی دستگاه اطلاعاتی معاویه بود. معاویه که از مواجهه مستقیم با امام هراس داشت و به خوبی می‌دانست که شهادت علنی امام در میدان نبرد می‌تواند خشم عمومی را برانگیزد، به سراغ پیچیده‌ترین روش نفوذ رفت؛ نفوذ به درونی‌ترین لایه زندگی خصوصی رهبر جامعه اسلامی.

برای درک چگونگی این نفوذ، باید به پیشینه خانوادگی جعده نگریست. پدر او، اشعث بن قیس، از منافقان سرشناس کوفه بود که سابقه خیانت به امیرالمؤمنین (ع) را در پرونده داشت. معاویه با شناخت دقیق از این ضعف خانوادگی و دنیاپرستی جعده، با وعده‌های وسوسه‌انگیز مادی از جمله صد هزار درهم پول نقد و وعده ازدواج با ولیعهدش یزید، او را به انجام این جنایت شوم ترغیب و تطمیع کرد.

این واقعه دردناک حاوی این پیام تاریخی و هشداردهنده است که جبهه حق هیچ‌گاه نباید از نفوذ دشمن در لایه‌های درونی و بیوت شخصیت‌های برجسته غافل شود. دشمن با بهره‌گیری از ضعف‌های اخلاقی نظیر جاه‌طلبی، حسادت و دنیاگرایی افراد نزدیک به کانون‌های تصمیم‌گیری، تلاش می‌کند ضربه نهایی خود را از جایی وارد کند که کمترین گمان به آن می‌رود.

امام مجتبی (ع) بارها هدف سوءقصد قرار گرفته بودند، اما شهادت با زهر همسر، اوج این مظلومیت بود. زهرِ خیانت خانوادگی به این معنا بود که امام حتی در خلوت‌ترین لحظات زندگی خود نیز از مکر دشمنان در امان نبودند. جعده با خیانت به پیمان زناشویی و حرمت بیت نبوت، نشان داد که نفوذ فرهنگی و مادی دشمن می‌تواند انسانیت و عواطف زنانه را نیز در مسلخ قدرت قربانی کند.

سرنوشت جعده پس از شهادت امام حسن (ع)، درس عبرت دیگری در تاریخ نفوذ است. معاویه نه تنها او را به همسری یزید درنیاورد، بلکه با تحقیر به او گفت کسی که به فرزند رسول خدا رحم نکرد و به او خیانت ورزید، چگونه می‌تواند به پسرم یزید وفادار بماند؟ این فرجام تلخ نشان داد که مزدوران نفوذی برای جبهه باطل تنها ابزارهای مصرفی و تاریخ‌مصرف‌داری هستند که پس از انجام ماموریت، طرد و نابود می‌شوند.

در نهایت، شهادت امام حسن (ع) به دست همسرش، افشاگر این حقیقت است که جبهه باطل وقتی در جنگ رو در رو ناتوان می‌شود، به روش‌های ناجوانمردانه ترور بیولوژیک و رخنه در بیت ولایت متوسل می‌گردد. این حادثه همواره به پیروان حق هشدار می‌دهد که دروازه‌های نفوذ را با تقوا، بصیرت و نظارت دقیق بر لایه‌های درونی جامعه و خانواده حفظ کنند.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم مجله فارسی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + چهارده =