حاکمیت در موضوع فضای مجازی دچار ضعف نیست؛حرکت به سمت تنظیمگری مشارکتی
خبرگزاری مهر، سرویس دین، حوزه و اندیشه، سیده فاطمه سادات کیایی: گسترش فضای مجازی در دهه های اخیر و نیز هوش مصنوعی در سال های گذشته و عمق تاثیرگذاری آن بر تک به تک افراد اهمیت این فضا را دو چندان کرده است. اگر تا یک دهه گذشته فضای مجازی تنها در چند برنامه محدود می شد و تامین بخش اندکی از نیازها را برعهده داشت، امروزه دیگر بدون این فضا عملا زندگی با سختی رو به رو خواهد شد و بسیاری از جنبه های زندگی افراد خواه یا ناخواه به این فضا وابسته است. اهمیت این موضوع است که باعث می شود تا تنظیم گری، قانونگذاری و توجه به اختیارات در حوزه فضای مجازی در دستور کار حاکمیت ها قرار بگیرد. موضوعی که چه در چهارچوب قوانین چه در قالب اخلاق و تربیت می بایست با مطالعات و برنامه ریزی های عمیق و همه جانبه متناسب با ظرفیت های این فضا دائما به روزرسانی، بازنگری و اجرا شود.
موضوع تنظیم گری این فضا اگرچه اقدامی تازه و نو نبوده و حتی مختص کشور ما هم نیست، اما به دلیل رشد هر روزه این فضا، گستردگی آن، کاربران گسترده و متنوع و عوامل دیگر با چالش ها و انتظاراتی همراه است که بدون توجه به آن عملا تنظیم گری را به مسیری دیگر می کشاند. همایش ملی تنظیم گری فضای مجازی با هدف پرداختن به ابعاد نظری و رسیدن به زبان و تعریف مشترک از سال ها قبل کار خود را آغاز کرده اما به دلیل اتفاقات کشور برگزاری آن به زمان حال موکول شد. در این رابطه «حسین بابامجرد» رئیس اندیشکده حکمرانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و دبیر علمی همایش ملی تنظیم گری فضای مجازی به برخی سوالات ما پاسخ داده است.
در چرخه تنظیمگری تا عمل در فضای مجازی، به نظر شما چه حلقه مفقودهای وجود دارد که لازم است بیشتر روی آن کار شود؟ روی چه موضوعی باید بیشتر مانور دهیم و پژوهشها به کدام سمت هدایت شوند؟
به نظر میرسد که خودِ ذینفعان و پژوهشگران نیز تقریباً همنظر با ما هستند که مسئله اصلی و تازه در تنظیمگری فضای مجازی، «هماهنگی» است. نهادهای مختلف مأموریتها و کارهایی دارند که انجام میدهند، اما هم از جهت فرآیندهایشان که باید با یکدیگر انسجام پیدا کنند و هم از جهت خروجیهایشان که باید بالاخره یک هدف واحد را تعقیب کنند، چنین وضعیتی را نداریم. این مسئله جهتگیری مشخصی بروکراتیک دارد؛ یعنی بروکراسیها مدام در حال توسعه پیدا کردن هستند، فارغ از اینکه نسبت به این موضوع توجه کنند که اهداف چقدر با یکدیگر ادغام شدهاند. لذا من خودم هم در گفتگوها و جلساتی که داریم، سعی میکنم یک مدل هماهنگی نهادی را صورتبندی کنم آن را جلو ببریم. البته ممکن است موانعی وجود داشته باشد؛ ما موانع قانونی داریم و بالاخره موانع سیاستی و سیاسی نیز وجود دارد.
به نظر میرسد در اینگونه مباحث مدیریتی، خروجیها دیرتر محقق میشوند. آیا اینطور است؟
بله، ما موانع سیاسی داریم و در فضای مجازی، همه موارد کمی دیر انجام میشود. بالاخره دستگاهها منافع خاص خود را دارند و در این فرآیند، چیزی را جلو میبرند. وقتی موانعی پیش میآید، گاهی نمیتوانند نسبت به آن هدف و منفعت اساسی عمومی توجه لازم را داشته باشند. میخواهم بگویم این وضعیت دستگاهی ماست، نه فقط مختص به ما؛ همه کشورهای جهان هم چنین درگیریهایی دارند. لذا ما همواره باید بازخوانیهای مکرر داشته باشیم و نهادها را بازخوانی کنیم، بروکراسیها را کاهش دهیم و کارهای مشابه صورت بگیرد. به همین جهت لازم است بگویم این موضوع غیرطبیعی نیست و در همه جای جهان هم چنین وضعیتی وجود دارد. اصلاً سرشت بروکراسی این است که توسعهگراست و از این جهت، نیازمند بازخوانی و بازاندیشی مداوم است.
ما به نسبت کشورهای دیگر در بحث تنظیمگری فضای مجازی در چه جایگاهی قرار داریم و وضعیت فعلی را چطور ارزیابی میکنید؟ آیا وضعیت مطلوبی داریم؟
به لحاظ کلان در بحث حکمرانی و جزئیتر در بحث تنظیمگری، به نظرم خیلی توسعهگرایانه جلو رفتهایم. ما ظرفیتهای نظری خوبی داریم و صادقانه عرض میکنم که نیروهای معرفتی و متخصصان خوبی در این حوزه پرورش دادهایم. در حوزه کلان، مداخلات قابل توجهی کردهایم و آثار قابل توجهی هم ایجاد شده است، هرچند نهادهای فربهای هم در این حوزه شکل گرفتهاند. میخواهم بگویم همه ایرادها و اشکالاتی که احیاناً در این حوزه مطرح است، نباید دلالت بر این کند که جمهوری اسلامی در این حوزه دچار ضعف مفرط است. ما نگاه فلسفه تمدنی و نگاههای راهبردی داریم. هم از جهت سابقه و تجربه، نهادهای مؤثری در این حوزه ایجاد کردهایم و هم از جهت تربیت نیروی انسانی، افراد تربیتیافته و خوبی داریم و من احساس عقبماندگی نمیکنم.
اما آیا همین وضعیتی که داریم امکان ارتقا دارد؟ بله. آیا امکان اثرگذاری بیشتر دارد؟ بله. از این جهت که ما در این همایشها و نشستهای تخصصی، به دنبال ارتقای این وضعیت هستیم، نه اینکه بخواهیم موقعیت فعلیمان را تخریب کنیم یا کلاً آن را ابطال نماییم و اساساً از این فضا عبور کنیم.
بخشی از حکمرانی و تنظیم فضای مجازی به تربیت مردم برای «خودتنظیمگری» در این فضا بازمیگردد. راهکارها، راهحلها و نیازهای اساسی این مسیر چیست و چه اقداماتی باید در این زمینه صورت گیرد؟
سیاستگذاری ما از آن جهت است که بتوانیم مردم را به سمتی هدایت کنیم که خودشان بتوانند یک تنظیمگری خودخواسته و آگاهانه روی فضای مجازی داشته باشند. همچنین فضای کسبوکارها به سمت خودتنظیمگری سوق پیدا میکند، به این معنی که خودشان امورشان را تنظیم کنند. اما این امر نیازمند آن است که عرضم به حضور شما، پیش از آن، یک «تنظیمگری مشارکتی» انجام شود؛ یعنی دست دولت با دست کسبوکارها در دستان یکدیگر قرار بگیرد، اهداف عمومی را بشناسند، سپس وفاق کنند و حالا به دنبال طراحی باشند؛ طراحیای که برآمده از پایین به بالا است، یعنی خود کسبوکارها در آن نقش دارند. لذا اصلاً افق و حرکت تنظیمگری به سمت تنظیمگری کسبوکارها و خودتنظیمگریهایی است که خود مردم انجام میدهند. میخواهم بگویم از این جهت، هدف (Target) به سمت تنظیمگری است، اما بالاخره تا به آن سمت برسیم، اقداماتی نیاز دارد که باید قدمبهقدم آن اقدامات را برداریم و جلو برویم.
نظرات کاربران