زنان جان فدا نیستند، جان فزا هستند

یادداشت مهمان – علی‌اصغر اسلامی تنها، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی: زن در همه فرهنگ های بشری نماد زندگی است چه فرهنگ های متشابه اسطوره ای سنتی و عقلانی مدرن و چه فرهنگ محکم عقلانی وحیانی. به نظرم در فرهنگ محکم اسلامی، زن را نباید «جان‌فدا» شناخت و بازنمایی کرد. جان فدایی یعنی آگاهی معطوف به مرگ. انسان معطوف به مرگ، مرد است، ایستاده رو سوی مرگ. اما زن، انسان معطوف به زندگی است. او «هستی جان افزا و جان فزا» است او آگاهی زاینده و قدرت حیات بخش است. شناخت زن به مثابه «انسان معطوف به زندگی» و فهم او به عنوان «هستی جان فزا و جان افزا» با التفات به اصل هستی شناختی زوجیت فراگیر آفرینش و انسان شناسی هویت ریحانی و نقش رحمانی زن در زایش و رویش انسان در زندگی طیبه مبتنی بر نظریه فرهنگ محکم، ممکن است.

زن در تمدن غرب مدرن که تمدن متشابه است، نیز نماد زندگی است اما با هویت جنسی‌ و جندری اش. در فرهنگ محکم اسلامی، زن به مثابه هستی ریحانه و رحمانه، نماد زندگی است البته با هویت زوجی و زوجیتی اش. «جان فزا بودن» تجلی و عینیت ریحانه‌گی است و «جان افزا بودن» تجلی و تحقق رحمانه‌گی. زن گل است نه سرباز، زن بوییدنی است. رایحه است. ریحانه از ریشهٔ «ریح» است: باد، بو، رایحه. رایحه مرزگذر است منتشر می شود روح بخشی می‌کند البته جان افزایی، مستلزم امری فراتر و دشوارتر از جان فدایی مرد به گاه رزم و قتال است جان افزایی مستلزم جان آگاهی به گاه حمل و فصال است که زندگی جو و حیات آفرین است.

جان‌آگاهی زندگی جو یعنی آگاهی به این حقیقت که «جهازات درونی و بیرونی و ساختار ذهنی و عینی او پذیرای بذر وجود انسان، قرارگاه استوار و کشتزار پرمایه زایش و رویش انسان است. از دستگاه اعصاب، ادراک، عضلات و جهاز بذرگیر «رحم» گرفته تا لطافت اندام، روی و موی و آهنگ صدا و جهاز بذرافشان رحمت، مودت و سکونت؛ همگی نشانه و آیت زندگی و حیات است. همان گونه که جهاز «شیرساز» او تکمیل کننده جهاز «انسان‌ساز»ش در رویش و پرورش انسان است. او در مسیر رویش انسانها نه فقط کشت‌زار بلکه سالها باغبان و همیشه مادر انسان نیز هست. ساختمان عینی و ذهنی، بیرونی و درونی، بدنی و روانی، فیزیکی و اخلاقی او، همگی در پیرامون عنصر حیات و جهاز زندگی آفرین(رحم) تشکیل شده و پیوسته از وضع و تغییرات طبیعی و فرهنگی، عینی و معنایی آن متاثر است.»

جان‌آگاهیِ زندگی‌جو یعنی فهم حکمت جان‌افزایی با توجه به معنای رحمانگی در فرهنگ محکم. بی شک فرایند فرزندآوری و مادر شدن از بارداری تا زایمان از زایش تا رویش، از آموزش تا پرورش، از تولد تا مرگ نه فقط امری مادی، طبیعی و زیست شناختی بلکه امری معنایی، اجتماعی و فرهنگی نیز هست. شاید درک بارداری به مثابه ورود به نه ماه نگرانی و نوسانِ مرگ و زندگی به اندازه درک برزخ به مثابه دوره دلهره و میانه مرگ و زندگی و درک زایمان به مثابه دروازه ورود به زندگی به اندازه درک مرگ به مثابه دروازه خروج از زندگی جز برای زن و مادر دشوار بلکه ناممکن باشد اما زن در فرایند «مادر شدن» نسبت به حیات و مرگ خود و فرزند که اینک بخشی از وجود او شده خودآگاهی دارد لذا افزون بر تن، روان او نیز در دوره بارداری آبستن نبرد مفاهیم مرگ و زندگی خود و نوزاد و در هنگام زایمان نگران واقعیت مرگ احتمالی خود یا نوزاد است لذا فرایند مادر شدن دوره خاص و متمایز از درک بحران وجودی، هستی شناختی و معناشناختی است. به همین جهت می توان گفت خالق هستی الگوی کامل و آیتی روشن از حیات و ممات را در قالب پدیده زایمان، فرزندآوری و مادر شدن به «انسان انثی»عرضه داشته است.

در فرهنگ محکم، زن «ریحانه‌ جان‌فزا» و «رحمانه جان‌افزا» است. او زوج جان‌فزای جان فدا است. فهم حکمت ریحانگی و رحمانگی و درک معنای ایتمانی حمل و فصال زن در گذار از مرز زنانه‌گی به عالم مادرانه‌گی در زلال معانی قرآن کریم می‌تواند آموزه ای کامل در تفعیل ایمان و تأصیل اخلاق زن و راهبردی جامع در تدبیر بیت و مدینه و ساخت امت فاضله و جامعه تعالی بخش و سعادتمند باشد، همان گونه که عدم درک، فاصله گیری و به ویژه تحریف معنای آن می‌تواند منجر به چالش و بحرانی بزرگ در ساخت و مدیریت حیات اجتماعی انسان شود.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم مجله فارسی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 7 =