تاکید بر قدرت یک فریم عکس؛ وقتی عکاسی تبدیل به سلاحی علیه جنایت می‌شود

به گزارش خبرنگار مهر، مسابقه عکاسی «روایت جنگ رمضان» با هدف بازنمایی جلوه‌های همدلی مردم، گروه‌های جهادی و دستگاه‌های امدادی در مواجهه با آثار و پیامدهای جنگ تحمیلی اخیر توسط شهرداری منطقه ۱۱ برگزار می‌شود. ۷ محور اصلی مسابقه شامل امدادرسانی، نیروهای مسلح، سازمان‌ها و گروه‌های جهادی، رسانه‌ها، احساسات و عواطف، کودک و خانواده و امید به زندگی است.

آخرین مهلت ارسال عکس به مسابقه «روایت جنگ رمضان»، شنبه ۳۰ خرداد اعلام شده است و هنرمندان، عکاسان خبری و علاقه‌مندان به حوزه‌ عکاسی اجتماعی می‌توانند عکس‌های خود را به همراه نام و نام خانوادگی، شماره تماس و به صورت فایل به شماره تلفن ۰۹۳۹۵۷۲۳۵۵۳ در پیام‌رسان بله ارسال کنند.

حامد جعفرنژاد عکاس و یکی از داوران این مسابقه عکاسی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اهمیت رسانه‌ «عکس» در روایت اتفاقات جنگ اخیر بیان کرد: امروز، عکاسی به‌ویژه عکاسی خبری یکی از تاثیرگذارترین قالب‌های رسانه‌ای است که می‌تواند بازتاب‌های زیادی در ذهن مخاطبان داشته باشد؛ نمونه اخیر این موضوع، حمله و جنایت رژیم تروریستی آمریکایی صهیونیستی است که به مدرسه میناب انجام شد. این روزها موضوع مدرسه میناب به شدت مورد بحث است و دقیقا همان فریم عکسی که از محل مزار و دفن این شهدای دانش آموز در میناب منتشر شده است، احساسات را بسیار جریحه‌دار کرد و حتی در خارج از ایران، خیلی از مردم متاثر شدند و به این جنایت واکنش نشان دادند.

وی گفت: این عکس در پوسترها و بنرها منتشر شد و حتی در تظاهراتی که مردم کشورهای خارجی بر علیه جنایت‌های رژیم صهیونیستی و دولت تروریستی آمریکا داشتند، دیدیم که این عکس در دست تظاهرکنندگان بود. همچنین در داخل کشور به ویژه در شبکه‌های اجتماعی بازتاب زیادی داشت؛ این عکس پخش شد و واقعا همه را متاثر کرد.

جعفرنژاد تصریح کرد: بنابراین یک فریم عکس خبری به تنهایی تبدیل به یک رسانه‌ شد و توانست کارکردهای خود را به نمایش بگذارد. خروجی آن عکس این بود که مردم ایران و خارج از ایران، آمریکا را محکوم کردند. همینجاست که عکس، اثرگذاری خود را نشان می‌دهد. نباید فراموش کنیم که در زمان جنگ، حتی یک فریم عکس هم می‌تواند اثرگذار باشد و لایه‌های مختلف مظلومیت یکی از طرفین را به نمایش بگذارد. کما اینکه در طول تاریخ هم شاهد نمونه‌های متعدد این چنینی بودیم.

داور مسابقه عکاسی «روایت جنگ رمضان» با اشاره به برگزاری این رویداد و نقش آن در بازنمایی رسانه‌ای دقیق جنگ تحمیلی سوم، گفت: برگزاری مسابقات عکاسی کار بسیار ارزشمندی است و جا دارد از دست‌اندرکاران و بانیان این کار ارزشمند تشکر کنیم، چرا که این عکس‌ها توسط عکاس‌های حرفه‌ای و توانمند کشور ثبت شده و زمانی که در قالب همین رویدادها ارائه و داوری می‌شود، مجموعه‌ای بسیار خوب و قوی شکل می‌گیرد که می‌تواند در قالب نمایشگاه در معرض دید مخاطبان قرار بگیرد. در این شرایط، هم مخاطبان عام و هم مخاطبان خاص این عکس‌ها را می‌بینند.

وی اضافه کرد: پیشنهاد می‌کنم در این ایام که تجمعات مردمی شبانه را داریم، شهرداری از ظرفیت مردمی تجمعات استفاده و عکس‌ها را در قالب نمایشگاه عکس خیابانی اکران کند. همچنین می‌توان از ظرفیت فرهنگسراها استفاده کرد. بدون شک انتشار این عکس‌ها در قالب یک پکیج گزارش تصویری در شبکه‌های اجتماعی و خبرگزاری‌ها هم می‌تواند کمک‌کننده باشد و فراگیری دیده شدن عکس‌ها به ویژه برای مخاطبان خارجی را بالا ببرد. حتی خوب است که فریم عکس‌های ارسال شده از سوی عکاسان در قالب یک کتاب چاپ شود و به عنوان سند جنایت رژیم صهیونیستی و آمریکا پیش چشمان مردم قرار بگیرد. می‌توان چنین کتاب‌هایی را به سازمان‌های بین‌المللی که برای حقوق بشر کار می‌کنند یا سفرای کشورهای خارجی که در ایران حضور دارند، به عنوان سند ارائه کرد.

جعفرنژاد درباره رسالت اهالی رسانه و عکاسان در زمان وقوع بحران‌ها توضیح داد: رسالت اهالی رسانه به‌ویژه عکاسان خبری در بحران‌ها، بسیار حساس و تاثیرگذار است؛ در بحران‌ها، شرایط بسیار سختی برای عکاس‌ها وجود دارد تا بتوانند از آن اتفاق، رویداد یا صحنه جنگی عکاسی کنند؛ اولین چالش، نحوه ورود خود عکاس به صحنه حادثه است؛ در این بخش مشکلاتی وجود دارد؛ برای مثال در جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی اخیر، یکی از معضلاتی که عکاسان داشتند این بود که وقتی یک نقطه مورد اصابت قرار می‌گرفت، زمان بسیار کمی وجود داشت تا عکاس خود را به صحنه اصابت برساند. علاوه بر این، وقتی جایی مورد اصابت قرار می‌گیرد، خیلی از راه‌ها مسدود می‌شود تا نیروهای امدادی و امنیتی حضور پیدا کنند؛ در این شرایط، راه برای ورود عکاسان بسته می‌شود. هماهنگی برای ورود هم کار آسانی نیست. ملاحظاتی وجود دارد که اجازه ورود عکاس به صحنه را پیچیده می‌کند. با این حال، عکاسان خبری به هر طریقی، با صحبت، ارائه کارت شناسایی خبرنگاری، اخذ مجوز از مراجع ذیصلاح و … تلاش می‌کنند وارد صحنه بشوند.

وی همچنین عنوان کرد: از سویی دیگر، بعد از ورود عکاس به محل حادثه سختی‌های دیگری وجود دارد؛ صحنه‌های دردناکی از پیکرها، آوارها و کسانی که جان خود را از دست دادند، مقابل چشمان عکاس قرار می‌گیرد اما او باید از آن صحنه‌ها عکس تهیه کند. در این شرایط باید دقت کند که کادر خوب، زاویه خوب و ترکیب‌بندی مناسبی داشته باشد و تمامی شاخصه‌های عکاسی حرفه‌ای برای ثبت یک عکس ماندگار و تاثیرگذار را رعایت کند.

این عکاس خبری افزود: نباید فراموش کنیم که همه این موضوعات باید در لحظه در ذهن عکاس حرفه‌ای رعایت بشود، چرا که عکس او به‌ویژه در شرایط جنگی، یک سند است که برای همیشه ماندگار می‌شود و در آینده استفاده خواهد شد. همان‌طور که عکس‌های ثبت شده از دفاع مقدس تبدیل به تاریخچه مصور جنگ شده و در اختیار نسل‌های بعدی قرار گرفته است. این عکس‌ها قضاوت کننده رشادت‌هایی است که در صحنه خطر رخ داده است. معتقدم که در ۲ جنگ اخیر، رسالت بزرگی بر عهده عکاسان خبری قرار داده شده است تا تاریخ را ثبت کنند، به آیندگان ارائه بدهند و بگویند که کشور ما مورد هجوم ناجوانمردانه ارتش تروریستی آمریکا و رژیم منحوس صهیونیستی قرار گرفت و آنان چه جنایت‌های بزرگی را در کشور ما رقم زدند.

وی خاطره‌ای از یکی از روزهای تلخ در جنگ اخیر و عکاسی از صحنه‌ای تاسف برانگیز را تعریف کرد و گفت: خاطرم است در جنگ اخیر، بعد از اینکه پشت کارخانه برق در خیابان پیروزی مورد اصابت قرار گرفت، خودم را بسیار سریع به صحنه رساندم؛ کل منطقه را دود و غبار فرا گرفته بود، روبه‌روی محل اصابت، یک فروشگاه زنجیره‌ای قرار داشت و مردم زیادی در داخل فروشگاه یا در صف پارکینگ بودند. در همان لحظه دیدم بر اثر اصابت ترکش‌ها، تمامی خودروها آسیب جدی دیده بودند. اولین چیزی که به ذهنم آمد این بود که همه آن ماشین‌ها سرنشین داشتند و قطعا تعدادی از آنها آسیب دیدند و یا به شهادت رسیدند. صحنه بسیار دلخراشی بود اما عکاسی شد.

جعفرنژاد در پایان بیان کرد: یکی دیگر از همشهریان را دیدم که مستأصل ایستاده و مدام به دنبال عزیزش می‌گشت. می‌گفت ۲۰ دقیقه پیش با او تماس گرفته و گفته در این محل هستم و به سمت خانه می‌آیم؛ به شدت نگران بود که مبادا برای عزیزش اتفاقی رخ داده باشد. از این صحنه هم عکاسی کردم و بی‌تابی‌های او به تصویر کشیده شد. حتی پیکری در آنجا بود که روی آن کاور کشیده بودند و زمانی که بی‌تابی های او را دیدند، آن خانم را هدایت کردند که پیکر شهید را ببیند که آیا همان گمشده او هست یا خیر؟ وقتی که کاور کنار زده شد، آن خانم عزیزش را دید و فهمیدیم که گمشده او به شهادت رسیده است. آن صحنه برای من بسیار تلخ و دردناک بود.‌ از سویی دیگر، همدلی مردم و کمک‌هایی را که انجام می‌دادند، دیدم. بسیاری از کسبه و حتی مردم عادی به نیروهای امدادی کمک می‌کردند تا اگر پیکری زیر آوار مانده است، بیرون بکشند. این صحنه‌ها بیانگر غیرت و همدلی ایرانیان بود.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم مجله فارسی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 8 =